مأخذ شناسي ابوالفتوح رازي - نوری، محمد - الصفحة ٢٦
همانگونه كه از عبارت مقدمه تفسير طبرى پيداست، دو دليل براى مشروعيت ترجمه آمده است : يكى ضرورت انطباق و همسانى زبان دين با زبان مردم و ديگرى سابقه بيشتر فارسى نسبت به عربى و تكلّم پيامبران سلف به اين زبان.
ادلّه علماى آن زمان كه به ترجمه تفسير طبرى دست زدند ، آنقدر نيرومند بود كه فتواى آنها را با مقبوليت همراه نمود و سدّ مخالفت با ترجمه شكسته شد . البته اين تلاش عالمان و فقيهان سامانى به دليل اينكه شرايط و زمينه هايش فراهم بود، نتيجه داد و گرنه اگر عواملى كه در ادامه خواهد آمد ، تحقق نمى داشت، معلوم نبود اين فتوا به ثمر بنشيند.
از نظر زمانى نخستين ترجمه قرآن ، همان ترجمه تفسير طبرى است كه شامل آيات و تفسير آيات به فارسى است ، ولى برخى قدمت آن را به چهار سده پيش از آن برگردانده اند و ترجمه سوره فاتحه توسّط سلمان فارسى (م ۳۵ق) را اولين ترجمه فارسى قرآن دانسته اند. داستان آن اينگونه است كه اهل فارس نامه اى به سلمان نوشتند و خواستار ترجمه سوره فاتحه به فارسى شدند و او اينگونه نوشت : «به نام يزدان بخشاينده ». سپس نامه را به حضرت محمد صلى الله عليه و آله عرضه كرد . كسانى همچون زرقانى اين واقعه را اثبات مشروعيت ترجمه به دليل تأييد سنّت دانسته اند.
تاريخ ترجمه قرآن پس از ترجمه تفسير طبرى را به دليل اينكه بسيارى از ترجمه ها تاريخ ندارند ، نمى توان به طور مشخّص تعيين كرد و دقيقا گفت فلان كتاب پس از تفسير طبرى، ترجمه شده است . آيت اللّه زاده شيرازى ترجمه اى را با عنوان بخشى از تفسيرى كهن به فارسى به چاپ سپرد كه مؤلّف آن مجهول و بدون تاريخ است و فقط از ويژگيهاى نثرى آن ، احتمال داده اند، مربوط به سده سوم و چهارم قمرى باشد .
برخى تفسير سورآبادى را بعد از تفسير طبرى و تفسير اسفراينى كهن ترين ترجمه فارسى قرآن دانسته اند. تفسير سورآبادى متعلّق به ابوبكر عتيق نيشابورى (م ۴۹۴ق) است و مؤلّف خود، آن را تفسير التفاسير ناميده است . در دوره معاصر دو چاپ از آن