مأخذ شناسي ابوالفتوح رازي - نوری، محمد - الصفحة ٢٤٤
جهاتى با ترجمه تفسير طبرى كاملاً قابل انطباق و مقايسه و سنجش است . بيان اين نكته مى نماياند كه مترجمى دانشمند و فقيه و فارسى دان و آگاه به زبان تازى و فارسى چون ابوالفتوح رازى ، توانسته است با ذوق سليم و قوت طبع و احاطه بر كلام ، به همان شيوه و اسلوب و انسجامى قرآن مجيد را به پارسى برگرداند كه جمعى از علماى ماوراءالنهر به ترجمه تفسير طبرى توفيق يافته اند.
سنجش ترجمه آيات قرآنى در اين دو اثر مهم ، نه تنها از جهت مقايسه اسلوب ترجمه حائز اهميت است ، بلكه از حيث انتخاب نوع كلمات و حروف نيز كمال اهميت را داراست . در اين جنبه خاص از ترجمه است كه دو نكته ديگر مطرح است : يكى ملاحظه تحفّظ و امامنتدارى مترجم در نقل مطلب ، و ديگر ملاحظه روح و طبيعت دو زبان ، يعنى آنچه مايه اصلى انتقال معنى است از زبانى به زبان ديگر .
نويسنده مقايسه دو ترجمه را در چند محور انجام مى دهد : ۱ . در ترجمه آيات تفسير ابوالفتوح و مقايسه آن با ترجمه تفسير طبرى ، به اين نكته واقف مى شويم كه در هر دو متن حدّ و مرز كلمات و تركيبات معيّن و مشخّص است ؛ بدين معنى كه در هر دو اثر مرز كلمات و تركيبات و حروف و ضماير كاملاً مراعات شده ؛ و مترجمان كمتر به توضيح لغوى و تفسير مطلب و اشاراتى كه در هر آيه مطرح است پرداخته اند. به عبارت ديگر : ترجمه كلمه به كلمه در هر دو مصداق پيدا مى كند .
آقاى ناصح در ادامه قسمتهايى از چند سوره را به عنوان نمونه آورده و ترجمه طبرى را در يك طرف و ترجمه ابوالفتوح را در مقابل آن آورده است تا اختلافات آن دو روشن شود .
نتيجه گيرى ايشان اينگونه است : با توجه به نمونه هاى بالا ، چنين استنباط مى شود كه در پاره اى موارد ترجمه كاملاً يكى است ، و اين تشابه در صورت كلمات و كميت حروف نيز گهگاه صادق است .
بديهى است نسبت اين تشابه گاه در حدّ اختلاف يك حرف يا صورت يك كلمه متغير مى شود . امّا آنچه مسلّم است اين نكته مى باشد كه تناسبى معقول و تشابهى منطقى بين دو ترجمه هست . در ديگر آيات اين تشابه در درجه اى نازلتر از اين مقدار است تا آنجا كه دو ترجمه نسبت به هم كمتر تجانسى دارند.