مأخذ شناسي ابوالفتوح رازي - نوری، محمد - الصفحة ١٤٠
مى باشد حال مَثَل نگارنده چه خواهد بود ، زيرا معلوم است كه :
{۰ آنجا كه عقاب پر بريزداز پشّه لاغرى چه خيزد ۰}
مرحوم ارموى در بخشى از مقدمه به نقادى تفسير ابوالفتوح و تفسير جرجانى پرداخته و به عنوان اينكه شيخ ابوالفتوح رازى و ابوالمحاسن جرجانى در نقل برخى مطالب مسامحه داشته اند، با نقل تكه هايى از آن دو اثر به نقد آنها پرداخته است: شيخ ابوالفتوح مانند غالب مفسران ديگر در نقل بعضى مطالب راه مسامحه و مساهله پيموده است و همچنين ابوالمحاسن جرجانى كه تابع وى بوده است مثلاً قصّه عوج بن عناق را چنانكه همه مى دانيم كه در غالب كتب تفسير بلكه حديث و تاريخ نيز ذكر شده است اين دو نفر نيز در روض الجنان (چاپ اول: ج۲ ص۲۴ و چاپ دوم : ج ۳ ص۲۵) و در جلاء الاذهان (ج۲ ص۲۷) آورده اند با آنكه پر واضح است كه قسمتى از آن مطالب كه ذكر شده است افسانه است و واقعيت ندارد بلى آن مقدار كه از حضرات معصومين عليهم السلام رسيده مورد قبول است و زياده بر آن مخصوصا با آن مبالغه و گزاف كه نقل شده است پايه و اساسى ندارد ، و همچنين است قسمتى از مطالبى كه راجع به بنى اسرائيل آورده اند از قبيل اينكه نسبت به شماره ايشان وقتى كه از مصر بيرون آمده اند گفته اند (روض الجنان ، چاپ اول (پنج جلدى) ج ۱ ص۱۱۶ ؛ س۳۲ و چاپ دوم (ده جلدى) ص۱۸۰ ؛ س۱ و نيز جلد سوم چاپ اول ص۱۶۵ ؛ س۱۱۰ و تفسير جلاء الاذهان ج ۱ ص۸۴) :
«و ايشان ششصدهزار و بيست هزار مرد مقاتل بودند چه هر كس را كه زير بيست سال بود در حساب نياوردند و هر كه را بالاى شصت سال بود در آن حساب نياوردند».
بررسى تطبيقى جلاء الاذهان و منهج الصادقين نشانگر نكات فراوانى است. چنانكه ابوالمحاسن جرجانى مطالب ابوالفتوح رازى را مورد استفاده كامل خود قرار داده و هيچ گونه تصريح و اشاره به اين امر نكرده بلكه نامى از ابوالفتوح و تفسير او نبرده است همچنين طبق مثل معروف «كما تدين تدان» مفسر شهير معروف ملا فتح اللّه كاشانى نيز شبيه به اين معامله را با تفسير وى كرده است تفصيل اين اجمال