مجمع المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ٣٨ - ج
شود حواله به قوت خود باقى است و منفسخ نمىشود.
س ٩
- آيا در صحّت حواله شرط است كه حواله، بر هر كس داده مىشود بدهكار به حواله دهنده باشد يا خير؟
ج
- لازم نيست و اقوى صحّت حواله دادن بر بر بريء الذّمّه است.
س ١٠
- در موردى كه محال عليه متمكّن و خوش حساب باشد آيا لازم است محتال حواله را قبول كند يا خير؟
ج
- واجب نيست.
فسخ حواله بعد از قبول آن صحيح نيست مگر در صورت جهل به اعسار محال عليه
س ١١
- هر گاه محال عليه فقير باشد ولى محتال حواله را قبول كرده باشد آيا محتال مىتواند حواله را ردّ كند يا خير؟
ج
- در مورد سؤال كه حواله را قبول كرده ديگر حق بهم زدن آن را ندارد. بلى اگر محتال در وقت عقد حواله جاهل به حال محال عليه بوده و بعد معلوم شده كه محال عليه در وقت حواله معسر بوده، مىتواند آن را فسخ نمايد و به محيل رجوع كند هر چند محال عليه بعد از عقد حواله غنى شده باشد.
س ١٢
- هر گاه محال عليه در حين عقد حواله متمكّن از پرداخت مورد حواله باشد لكن بعدا فقير شود آيا محتال مىتواند حواله را بهم بزند يا خير؟
ج
- در مورد سؤال كه بعد از وقوع عقد حواله، محال عليه فقير شده محتال حق فسخ ندارد.
معنى معسر
س ١٣
- مراد از معسر كه در بعضى از مسائل فرمودهايد چه كسى است؟
ج
- مراد از معسر كسى است كه اضافه بر مستثنيات دين مقدارى كه بتواند دين خود را ادا نمايد نداشته باشد.