مجمع المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ١٤٠ - س ٢٠
حاضر شود و حضورا محاكمه گردد و اگر حاضر نشد حاكم مىفرستد و او را حاضر مىنمايد و چنانچه استنكاف نمود حاكم به او ابلاغ مىكند كه وكيل بگيرد و با عدم انتخاب وكيل حاكم اقدام به تعيين وكيل نموده و در غياب او محاكمه و حكم مقتضى را صادر مىكند و الغائب على حجّته ولى اقوى بنظر حقير آنست كه بمجرّد آن كه صدق كند مدّعى عليه غائب است در جائى كه حكم غيابى جايز باشد نه در مثل حدود حاكم مىتواند با تحقّق شرائط حكم غيابى صادر نمايد و الغائب على حجّته.
س ١٧
- گاهى مأمورين مبارزه با مواد مخدّر براى به دام انداختن وارد كنندگان و يا فروشندگان مواد مخدّر پولى بدست مخبر مىدهند و او از فروشنده (زيد) موادّ خريدارى مىنمايد پس از دستگيرى زيد و توقيف موادّ مخدّر اظهار مىدارد از فرد ثالثى (بكر) خريدارى كرده و پول را به او دادهام، با دستگيرى بكر او جريان را انكار مىكند آيا مىتوان پول را از فروشنده اوّل (زيد) گرفت يا نه؟
ج
- در فرض سؤال اگر زيد اقرار به گرفتن پول كرده ضامن است كه آن را بدهد امّا ادعاى اين كه پول را به بكر داده به مرافعه شرعيّه احتياج دارد.
س ١٨
- رأى قطعى صادر شده ولى به اجراء در نيامده آيا مىشود مجدّدا به دادگاه ارسال شود يا خير؟
ج
- بعد از حكم حاكم شرع جامع الشرائط، طرح عين آن دعوى ثانيا در محضر آن قاضى يا قاضى ديگر جايز نيست. بلى اگر دعواى ديگر در غير آن موضوع باشد مثل جور در حكم يا خطاء در حكم يا فسق شهود و نظاير آن مانع ندارد و نيز جايز است كه قاضى در احكام صادره تجديد نظر نمايد.
س ١٩
- در صورتى كه مدعى شكايت كتبى نمايد و خود در محاكمه حاضر نشود محاكمه مدّعى عليه جايز مىباشد يا خير؟
ج
- در فرض سؤال بدون حضور مدّعى يا وكيل او محاكمه مدّعى عليه جايز نيست هر چند كتبا شكايت كرده باشد.
س ٢٠
- اگر زن و مردى دو بار اعتراف به زنا نمايند و بچهاى نيز از آنها متولد شده باشد و بعد از يك سال ديگر انكار نمايند و اظهار نمايند كه ما با هم زنا ننموده بلكه عقد انجام