مجمع المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ١٢٩ - س ٤٣
س ٤١
- آيا صلح نمودن جنس ربوى به بيشتر از همان جنس صحيح است يا اين كه مانند بيع ربوى صحيح نيست.
ج
- جريان ربا و عدم صحّت صلح ربوى خالى از قوّت نيست.
س ٤٢
- زيد ملكى را به عمرو صلح نموده و در ضمن عقد خارج لازم شرط كرده بهر نحو كه صلاح بداند اقدام در حبس آن ملك نمايد به مدت سى و پنج سال كه از منافع آن استيجار صوم و صلاة و تلاوت قرآن براى خود مصالح و والدين او نمايد و بعد از مدت مذكور وقف جهت استيجار صوم و صلاة به نيابت برادران زيد، و عمرو هم ملك را به ديگرى صلح نموده بهمان شرط، چون اطمينان به حيات خود نداشته و آن شخص ثالث هم وفا بشرط نموده و ملك را بنحو مذكور حبس كرده فعلا كه مدت حبس منقضى شده و آن شخص حسب الشرط بايد وقف نمايد كه هميشه از منافع آن استيجار صوم و صلاة براى برادران زيد بشود و برادران زيد هنوز در قيد حيات هستند تكليف شخص ثالث نسبت بملك مزبور چيست؟
ج
- در فرض سؤال ظاهر آنست كه مصالح له بايد ملك مذكور را براى استيجار نماز به نيابت برادران زيد حبس نمايد ولى چون فعلا خودشان در قيد حيات هستند منافع آن بايد نگهدارى شود و بعد از موت آنها به مصرف برسد و به مقدارى كه احتمال مىرود نماز از آنها فوت شده باشد براى آنها نماز استيجار نمايد و بعد ملك مال خود مصالح له است و مع ذلك اگر عين عبارت صلح نامه ديده شود شايد نحو ديگر از آن استظهار شود.
س ٤٣
- برادر اين جانب كه مردى بىسواد و بدون اولاد بود. فوت نموده، يك برادر و سه خواهر صلبى و بطنى دارد كه دو تا از خواهران، شوهرشان از دنيا رفته و فوق العاده تهيدست و بىبضاعت هستند و اغلب، اقوام و ديگران به آنها كمك كرده امرار معاش مىنمايند و از طرف ديگر يكى از خواهرها پسر ناقص العقل مادرزادى در حدود سى ساله دارد و سرپرستى آن هم به عهده مادرش مىباشد، پس از فوت اخوى، همسرش به اتفاق خواهرزادهاش، وصيّت نامهاى از اخوى درآوردند كه تقريبا از هشت سال و نيم قبل حكايت مىكند و آن هم بطور مخفيانه در يكى از دهات اطراف محلّ سكونتش به امضاء دو نفر از شهود غير محلّى رسيده و در وصيّتنامه مذكوره زوجهاش را وصىّ خود قرار داده و تمامى ما يملك