مجمع المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ١٤٩ - س ٤٤
ج
- مفروض سؤال مورد لعان نيست.
س ٤١
- بر فرضى كه لعان مورد نداشته باشد به صرف اظهارات زوجين مبنى بر نفى ولد- نفى ولد محقّق مىگردد يا نه؟
و بر فرضى كه اظهارات ايشان براى نفى ولد كافى نباشد و آنان علم داشته باشند به اين كه فرزند از يك رابطه نامشروع متولد شده تكليف چه خواهد بود؟
ج
- در صورتى كه امكان الحاق ولد به آنها باشد نفى ولد محتاج به اثبات است و اگر ثابت نكردند اقرار بر ضرر خودشان حجّت است و بر ضرر غير حجّت نيست.
شهادت
س ٤٢
- آيا در شرع مقدس اسلام شاهد در قضيهاى كه بخواهد در دادگاهى يا پيش حاكم شرع شهادت بدهد بايستى در متن قضيّه بوده و با علم و اطلاع كامل شهادت بدهد و يا مىتواند در موردى هم كه خود شخصا در اصل موضوع نبوده و فقط از فلان كس موضوع را شنيده است به همين اندازه اكتفا كند آيا چنين شهادتى در شرع مقدس اسلام قابل قبول است و در قضاوت اسلامى مؤثّر است يا نه؟
ج
- شاهد بايد در محسوسات ديده و در شنيدنيها شنيده باشد و شهادت بدهد و در غير اين صورت موارد مختلف است. به كتب فقهيّه مفصّله مراجعه نماييد.
س ٤٣
- اگر مدّعى يا مدّعى عليه در خصوص اثبات ادعا يا انكار آن، شهودى داشته باشند ليكن قادر به اقامه آن و احضار به محكمه نباشند و تقاضاى جلب شهود را به محكمه براى اداى شهادت از حاكم بنمايند آيا از نظر شرعى جلب شهود براى احقاق حقّ و احراز و اجراى عدالت جايز است يا خير؟
ج
- اگر فصل خصومت متوقف بر حضور بيّنه نزد حاكم باشد و حاكم، عالم باين باشد كه شهادتى در نزد آنها است و امكان شهادت بر شهادت نباشد احضار بيّنه در محكمه جايز است و با عدم علم حاكم و هم چنين امكان شهادت بر شهادت احضار بيّنه جايز نيست.
س ٤٤
- شاهد، از طريق دادسرا براى شهادت، احضار شده ولى استنكاف نموده آيا مىتوان او را جلب كرد؟