مجمع المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ١٣٩ - ج
س ١٣
- غاصب و متعدّى فوق الذكر مزاحم استفاده ورّاث از ملك و زمين غصب شده هم مىباشد، به عذر اين كه ممكن است به ساختمان و زير زمينى خسارت متوجّه شود در اين صورت چنانچه صدمه و تلفات بملك غاصب و ورّاث فوق الإشاره وارد آيد مسئول و مقصّر كى است و ورثه حق دخل و تصرف در زمين غصب شده خودشان را دارند يا خير؟
ج
- در مورد سؤال صاحبان ملك مىتوانند غاصب را الزام برفع يد از ملك مغصوب نمايند و چنانچه امتناع نمود مىتوانند به دادگاه اسلامى مراجعه نموده و به وسيله حاكم شرع، غاصب را مجبور به رفع مزاحمت كنند و ضرر مترتب بر رفع يد متوجّه غاصب است.
س ١٤
- ملكى در زمان سابق در يد و تصرف شخصى بوده و فعلا در يد و تصرف شخص ديگر مىباشد و ذو اليد قبلى ادعاء مالكيّت آن را مىنمايد و ذو اليد فعلى مىگويد شما از اوّل مالك نبوديد و اين ملك از همان زمان كه در يد تو بوده مربوط به شخص ديگر يا خودم بوده، خلاصه نزاع ذو اليد فعلى با ذو اليد قبلى نسبت بزمان تصرف و يد ذو اليد قبلى مىباشد در اينجا قول كدام مقدم است؟
ج
- در فرض مسأله قول ذو اليد قبلى مقدّم است و ذو اليد فعلى اگر مدّعى ملكيّت خودش در آن زمان باشد محتاج به اثبات شرعى است و اگر مدّعى ملكيّت غير باشد دعوايش مسموع نيست.
س ١٥
- هر گاه وكيل دعاوى شركت تجارى كه در زمان مديران اسبق شركت وكالت كلّى و نامحدود براى اقامه دعاوى و شكايات داشته است عليه شخصى در زمان حاضر اعلام شكايت كيفرى بعنوان كلاهبردارى بنمايد كه منجر بصدور حكم برائت مدّعى عليه شود آيا مدير زمان شكايت شركت تجارى بعنوان مفترى تعزير مىشود يا خير؟
ج
- مدّعى وقتى نتوانست مدّعاى خود را اثبات كند مفترى بر او صدق نمىكند تا تعزير به اين عنوان بر او باشد بنا بر اين در مفروض سؤال چيزى بر شاكى نيست.
س ١٦
- از نظر شرعى محاكمه مشتكى عنه بمجرّد شكايت كتبى شاكى بدون اين كه در محكمه حاضر گردد جايز است يا نه؟
ج
- بنا بر احتياط و دقت كامل در صورتى كه ممكن باشد بايد مدّعى عليه در مجلس