مجمع المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ١٧٥ - س ١٦
حكم ارث پدر و فرزند در موردى كه مدتى با هم كار مىكردهاند
س ١٤
- شخصى با پسر خودش حدود بيست و پنج سال با هم در يك خانهاى فعاليت كردهاند بعدا فرزند زودتر از پدر فوت مىكند و بعد از آن پدر فوت مىكند و چه بسا كه زوجه فرزند با شوهرش با هم در اين خانه زحمت كشيدهاند اكنون كه شوهرش فوت كرده ساير ورّاث اموال را بردهاند به توهّم اين كه اين اموال مال پدر بوده نه فرزند حتى مهريه زن اين فرزند هم از بين رفته است باين عنوان كه پدر، بزرگ خانه بوده و فرزند در اين خانه هيچ حقّى نداشته، آيا شرعا صحيح است يا خير؟
ج
- در فرض سؤال اگر فرزند، در خانه پدر و مادر براى آنها تبرّعا كار كرده تمام آن اموال بين همه ورثه كما فرض اللَّه تقسيم مىشود و اگر براى خود كار كرده و پدر و مادر هم از آن منتفع مىشدهاند آن چه از كاركرد پسر باقى است مال خودش است و مهريه مربوط به ارث نيست و زن از زوج طلبكار است و در نزاع موضوعى مرافعه شرعيّه لازم است.
س ١٥
- شخصى با سه فرزند كبير خود با هم كار مىكردند و مال زيادى تحصيل نمودهاند حالا پدرشان فوت كرده و شراكت ايشان معلوم نيست نه هر كدام سرمايه معلومى داشتند و نه قرارى گذاشتهاند فقط با هم كار مىكردند و با هم خرج مىكردند حالا به چه قسمى اموال را قسمت كنند اگر شريك بودند سهم هر كدام چقدر است و اگر شركت باطل است باز هم براى هر كدام چقدر تعيين نمايند؟
ج
- از قضيّه شخصيه اطلاع ندارم بطور كلّى اگر همه فرزندان براى پدر خود كارگر بودهاند و مخارج آنها را پدر مىداده و حسابى بين آنها نبوده چنانكه ظاهر حال اين است، اموال باقى مانده بعد از پدر بايد بين ورثه پدر كما فرض اللَّه تقسيم شود و اگر مدّعى شركت هستند بايد شرعا ثابت نمايند.
س ١٦
- زيد پسرى داشت به نام عمرو با هم كاسبى كرده و زندگى مىنمودند، زيد براى پسرش عمرو ازدواج نموده ولى از خود سوا نكرده بعد از مدتى عمرو فوت نموده و دو بچّه صغير از عمرو باقى مانده و چون زيد پسرش عمرو را سوا نكرده بود عمرو مال مشخص