مجمع المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ١٢٢ - س ٢٢
مزبور است يا نه؟
ج
- در فرض مسأله مجرد گفتن يك اطاق از عمارت به عيال من بدهيد و يا گفتن بعد از من در تقسيم خانه نزاع نكنيد كاشف از فسخ نيست مگر آن كه قرائن ديگرى در بين باشد بنا بر اين اگر متصالحين از حق خود در موقع تقسيم صرف نظر نكرده باشند و به ساير ورثه منتقل نكرده باشند خانه، ملك دو فرزند است تا خلاف آن معلوم شود و چنانچه نزاع موضوعى در بين باشد مرافعه شرعيه لازم است.
س ٢٠
- شخصى ما يملك خود را صلح مىنمايد به بعضى از ورّاث خود و در ضمن همين صلح، شروطى بر آنها مقرّر مىنمايد كه پس از فوت او انجام دهند و آنها پس از فوت مصالح به شروط مقرّره عمل نمىكنند، در اين صورت ساير ورثه حقّ فسخ اين صلح را دارند يا خير؟
ج
- در فرض تخلّف شرط، اگر الزام متصالحين بر عمل به شرط ممكن نباشد بعيد نيست باقى ورثه هر يك بالنسبه به سهم خود حق فسخ داشته باشند و چنانچه نزاع موضوعى در بين باشد محتاج به مرافعه شرعيّه مىباشد.
س ٢١
- شخصى در حال مرض، تمام اموال خود را مصالحه مىكند به زوجه خود و هيچ كدام اولاد ندارند و در مقابل اين صلح وجه كمى منظور شده و زوجه هم وجه را در همان حال به زوج پرداخت مىكند ولى زوج مصالح، شرط كرد اگر از اين مرض صحّت پيدا كردم اختيار فسخ داشته باشم و اموال به خودم مسترد گردد آيا اين مصالحه صحيح است يا نه؟
ج
- در فرض مسأله اگر مصالحه كرده باشد با شرط اختيار فسخ در صورت صحّت از مرض، مانعى ندارد و در نزاع موضوعى مرافعه شرعيه لازم است.
س ٢٢
- شخصى ٤٩ سال قبل فوت كرده، داراى سه وارث دختر و اموالى بوده كلّيه اموال منقول و غير منقول خود را به سه نفر صلح كرده بشرط آن كه پس از فوت، ديون او را كه عبارت از صوم و صلاة و زكاة و سهم امام عليه السلام و غيرها مىباشد اداء نمايند و سهمى هم براى ورّاث تعيين كرده كه بدهند و بقيّه اموال او را صرف در امور خيريه و يا وقف بر سيد الشهداء عليه السلام نمايند متصالحين جز دادن سهم ورّاث به هيچ كدام از شرائط