مجمع المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ٢٣٩ - ج
جلوگيرى از خرابى بنمايد و نكرده باشد ضامن ديه متوفّى مىباشد و اگر بر حسب متعارف احتمال ريزش داده نمىشده و محتاج به چيزى براى جلوگيرى از ريزش نبوده احوط آن است كه در ديه بين عاقله معمار و ورثه مقتول تراضى و تصالح شود.
دفاع موقوف به قتل
س ٥٤
- وجوب حفظ نفس كه معلوم است حتى در مقابل واجب مهم كالصّوم و الحج آيا اگر حفظ نفس معارض شود با اتلاف نفس ديگر بلكه براى حفظ حريم و مال كه در فصل حدود كه در تبصره علّامه قدس سرّه هم دارد (للإنسان الدفع عن نفسه و حريمه و ماله ما استطاع الخ) و در فصل حدّ محارب و كلّ من جرّد السّلاح للإخافة مىفرمايد (و اللصّ محارب يدفع مع غلبة السّلامة فان قتل فهدر الخ) مقصود آن كه دشمن اگر مواجه شود با انسان بقصد صدمه و كشتن آيا دفع او به كشتن اشكالى دارد يا نه و اگر راه فرار يا انتصار از ديگرى ممكن باشد باز كشتن او جايز است يا نه و اين حكم معروف قصاص قبل الجناية جايز نيست در چه مواردى است و يعنى چه و اگر بايد صبر كند إلى وقوع الجناية و القتل ثم القصاص يعنى چه؟ البته واضح است كه عنوان قصاص لا يتحقق الّا بعد وقوع القتل- و اينجا دفاع است ولى چون بعضى بهمان كلمه استدلال مىكنند در مورد دفاع كه هنوز جنايتى نكرده نمىشود او را كشت لذا عرض شد.
ج
- دفاع از نفس و عرض غير از قصاص است و در مقام دفاع بايد ملاحظه الأسهل فالأسهل بشود و در آخرين مرتبه آن كه دفاع موقوف بر قتل باشد جايز و خون او هدر است.
س ٥٥
- زنى كه مورد هجوم جمعى از مردان اجنبى قرار گرفته بود و قصد تجاوز به ناموس او را داشتند در مقام دفاع از ناموس خود برآمده و شخصى را كه به او حمله كرده بود و قصد اذيّت او را داشت مجروح كرد و مجروح در بيمارستان فوت كرده است در اين صورت ديه بزن مزبوره تعلق مىگيرد و بايد بولىّ مقتول بپردازد يا نه؟
ج
- بطور كلّى اگر شخصى براى دفاع از نفس يا عرض كسى را كه به او هجوم آورده است بقتل برساند ورثه مقتول حقّ قصاص و گرفتن ديه از او ندارند و در نزاع موضوعى مرافعه شرعيّه لازم است.