مجمع المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ٣٥ - ج
و در جهات شخصى و صله ارحام شرط نيست.
س ٥٣
- آيا قيّم طفل صغير مىتواند با مال طفل داد و ستد كند يا نه يا مثلا اجاره دهد و منافعش را به طفل بپردازد؟
ج
- هر تصرّفى كه به صرفه و صلاح صغير باشد مانعى ندارد.
س ٥٤
- شخصى ملكى را به پسر عموى خود كه مجنون و يا سفيه است داده و آن قاصر، پدر يا جدّ يا قيّمى نداشته و حاكم شرعى هم قبول ننموده و قيّمى تعيين نكرده است بعد از گذشت چند سال و تصرفاتى بدست يكى از عدول مؤمنين كه او نيز از بستگان آن قاصر است متوجه شدهاند كه بايد حاكم شرع قبول كرده باشد حال اگر آن شخصى كه ملك را كتبا داده زنده نباشد و يا دسترسى به او نباشد و يا تذكر دادن به او موجب توالى فاسده باشد، آيا با اذن حاكم شرع، فعلا اين عمل و آن تصرفات صحيح مىشود يا نه و اگر نشود اين ملك بايد بچه شخصى برگردد و آيا چون يكى از عدول مؤمنين متصرف بوده، با مصلحت آن قاصر، همين كافى است يا نه؟ لطفا جواب مسأله را مرقوم فرمائيد؟
ج
- با احتمال آن كه دهنده مال به مجنون، بوجه شرعى تمليك نموده فعلش محمول بر صحت و مال محكوم به ملكيت مجنون مىباشد و امّا سفيه، در قبول كردن اموال، محتاج به اجازه نيست و مىتواند ملك را تملك نمايد.
س ٥٥
- آيا شخصى را كه سفيه و محجور بودن او از نظر مردمان متدين كه او را مىشناسند ثابت باشد دادگسترى مىتواند محاكمه و حكم صادر نمايد و آيا از نظر شرع مقدس اسلام آن حكم قابل اجراء و شرعى است يا خير؟
ج
- در فرض سؤال اگر كارهاى سفيه موجب تصرف مالى باشد نفوذ ندارد و بىاثر است و امّا اگر موجب تصرف مالى نباشد صحيح است مانند اقرار بر قتل عمد كه از او نافذ است.
س ٥٦
- نظر مبارك در باره قيّم يك نفر سفيه كه ولىّ آن فوت نموده چيست، آيا مىتواند از اموال سفيه خمس بدهد يا نه؟
ج
- اگر ولىّ شرعى به قيّم قيمومت داده باشد مىتواند از اموال سفيه وجوه شرعيه او را بپردازد. و اللَّه العالم.