مجمع المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ١٣٦ - ج
را صادر مىنمايد، آيا با گذشتن مدت اعتراض، شرعا مىتوان مال ديگرى را تصرف نمود يا خير؟
ج
- از قضيّه شخصيّه اطلاع ندارم، بطور كلى، مجرّد گذشتن مدت اعتراض، موجب سلب حق صاحب حق نمىشود ولى ادعاى حق بر ميّت، احتياج به بيّنه و قسم دارد با مراجعه به محاكم شرعيّه.
س ٣
- كسى كه مىداند بانك، ملكى را كه تصرف كرده در مقابل عدم پرداخت قرض ربوى متصرف شده و آن را با علم باين مطلب از بانك خريده بعد معلوم شده وام گيرنده از بانك، سند جعلى، به رهن گذارده آيا مىتواند عليه وام گيرنده، طرح دعوى بكند و تقاضاى خسارت بر او يا ورّاث او بكند يا خير؟
ج
- در فرض مسأله، ملك را بايد به مالك واقعى خودش بدهد و براى بانك هم جايز نيست فروش ملك مزبور، و خريدار مىتواند به بانك مراجعه كند و پول خود را پس بگيرد و بانك هم پول خود را از وام گيرنده مىگيرد و در صورتى كه خصوصيّات مسأله مورد نزاع باشد محتاج به مرافعه شرعيّه است.
س ٤
- يك دستگاه ساختمان ما بين دو نفر مشاعا و بالمناصفه مشترك است شخصى كه سهم يكى از شركاء را خريده و سكونت نموده و ذو اليد حساب مىشود مدّعى آنست كه پس از معامله به شريك اطلاع دادهام و راضى شده ولى شريك در سر حق الشفعه نزاع دارد و منكر رضايت است در اين صورت كدام يك از طرفين مدّعى و كدام منكر محسوب مىشود بيّنه به عهده كدام است و قسم متوجّه كدام؟
ج
- در فرض مرقوم مدّعى شريك دوم است كه حق شريك اوّلى را خريدارى كرده و مىگويد حق شفعه را اسقاط كردهايد و منكر شريك اوّل است كه مدّعى عدم اسقاط حق شفعه مىباشد و چون نزاع موضوعى است رفع آن احتياج به مرافعه شرعيّه دارد.
س ٥
- اگر متهم بقتل مىگويد اگر كشتهام در حال منازعه از خود دفاع نمودهام و ابتداء مقتول بمن حمله كرده است ولى من نكشتهام شايد اشتباها دوستانش او را كشته باشند و اولياء دم هم مدّعى قتل هستند ولى مىگويند ما از حمله ابتدائى اطلاعى نداريم و قاتل هم معترف به جهل آنها است كيفيت حكم چيست؟ و اجراء قسامه چگونه است؟
ج
- در صورتى كه مدعيان قتل نسبت به شخص متهم معين ادعاى مجمل نمايند