مجمع المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ١١٨ - ج
ج
- بلى صلح قابل تجزيه است باين معنى كه نسبت به مقدارى كه ملك صلح كننده بوده يا مأذون از مالك بوده صلح صحيح است و نسبت به آن چه مالك يا مأذون از مالك نبوده صلح فضولى است.
س ٨
- آيا فضوليّت همان طور كه در بيع هست در صلح هم جريان دارد يا خير؟
ج
- بلى جريان دارد و حتى در موردى كه صلح، تعلق به اسقاط دين يا حق بگيرد و فايده ابراء و اسقاط را بدهد فضوليّت جريان دارد با اين كه در خود اسقاط و ابراء فضوليّت نيست.
س ٩
- زيد چند اصله درخت را به عمرو فضولتا و بىاطلاع صلح كرده مشروط به اين كه چند سال براى او نماز استيجار شود و آن چه باقى مانده از قيمت عين، بابت وجوهات داده شود، پس از صلح فضولى كه بخط مصالح مىباشد مصالح فوت مىكند آيا مىتوان گفت قبول فضولى در عقب صلح بوده يا خير و بر فرض عدم قبول متصالح بعد از فوت اثرى دارد يا خير و بر فرض عدم تأثير آيا دين متوفّى كه نماز و وجوهات باشد ثابت مىشود يا نه و بر فرض ثبوت بايد بنظر متصالح عمل شود تا تأمين نظر متوفّى بشود يا هر يك از ورثه مىتوانند بگويند كه ما سهميه خودمان را عمل مىكنيم؟
ج
- در فرض سؤال ظاهر اين است كه قبول هم بعد از صلح واقع شده لكن چون قبول فضولى بوده اگر متصالح اجازه نكند مصالحه باطل است و وصيّت محسوب مىشود و بنا بر اين تا مقدار ثلث نافذ و در زائد بر آن محتاج به امضاء ورثه است و اگر متصالح اجازه كند مؤثر است ولى چون مصالحه بنحو مذكور كه تمام آن چه صلح شده به خود مصالح برگردد يعنى نتيجهاش عايد او شود مورد اشكال است بنا بر احتياط با اذن ورثه بر طبق وصيّت عمل شود.
صلح از عقود لازمه است
س ١٠
- شخصى چيزى را به كسى صلح نموده بعد از مدتى مىتواند همان چيز را به ديگرى صلح نمايد يا نه؟
ج
- با فرض صلح صحيح، بدون مجوّز شرعى نمىتواند به ديگرى صلح كند مگر با اجازه