مجمع المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ٢٤٠ - ج
س ٥٦
- كسى كه قصد قتل مسلمانى را دارد و راهى براى جلوگيرى از اين قتل نفس نباشد جز كشتن او، در اين صورت كشتن او جايز است و از مصاديق قصاص قبل از جنايت است يا نه؟
ج
- مجرّد قصد قتل موجب جواز قتل نمىشود ولى اگر با وسيله قتّاله بقصد قتل كسى به ناحق بر او حمله كند و دفع او از قتل جز به قتل ممكن نشود جايز است.
س ٥٧
- عدهاى از سارقين به محلّى آمده و غارت كردهاند و عدهاى از اهالى محلّ ايشان را تعقيب نموده كه اموال را بگيرند، يكى از تعقيب كنندگان تيرى رها كرده يك نفر از سارقين كشته شده ولى مقتول مسلّح نبوده اگر چه سارقين مجموعا سلاح داشتهاند در اين صورت چون مقتول اسلحه نداشته كشتن او براى قاتل چه حكمى دارد؟
ج
- در فرض سؤال اگر موردى باشد كه صدق دفاع از مال محسوب شود و دفاع بغير اين طريق ممكن نشود قاتل ضامن نيست.
ملحقات قتل
س ٥٨
- راننده ماشين سوارى در بيابان فردى را به زير گرفته، راننده پس از اين برخورد ابتداء فرار كرده است بعدا كه مراجعه مىكند مصدوم را بردهاند و اين راننده نمىتواند پيدايش بكند، اگر مصدوم تلف شود يا آسيب ديده باشد و لازم باشد براى بهبوديش مقدارى خرج شود راننده چه بايد بكند؟ و در هر دو فرض راننده هيچ دسترسى به آن شخص ندارد.
ج
- در فرض سؤال چنانچه راننده شك داشته باشد كه فرد مذكور تلف شده يا نه و هم چنين شك كند در اين كه به او نقصى وارد شده يا نه يعنى احتمال بدهد كه صدمهاى به او وارد نشده باشد چيزى بر او نيست و اگر بداند فوت نموده ضامن ديه قتل او مىباشد و نيز اگر بداند نقصى وارد آمده لكن خصوصيات و مقدار نقص را نداند ضامن حد اقل ديه نقص است و بايد تفحص از متوفّى يا مصدوم و وارث او بنمايد و بعد از فحص لازم و يأس از پيدا شدن ديه قتل يا حد اقل نقص را از طرف ورّاث به فقير غير سيّد صدقه بدهد و احتياطا براى صدقه دادن از حاكم شرع اذن بگيرد.