مجمع المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ١٠٥ - س ١٠٦
ج
- در فرض سؤال، اگر صاحبان زمينها، مسلمان بوده و بهائى شدهاند با اذن از وارث مسلمان آنها و اگر وارث مسلمانى ندارند با اذن فقيه جامع شرائط فتوى، سكنى مانع ندارد و در غير اين صورت چنانچه دولت اسلامى، طبق موازين شرعيّه مصادره نموده و به محتاجين داده ديگرى نمىتواند با آنها مزاحمت نمايد.
س ١٠٥
- يك قطعه زمينى است شركت بين چند نفر طبق سند مالكيت كه هر يك از شركاء نسبت به سهم خود ذى حق مىباشند اشخاصى بدون توافق بين شركاء چاهى براى حمّامى حفر نموده و از آب آن چاه اهالى قريه استفاده مىنمايند لذا با توجه به اين كه حافرين بدون توافق طرفين حفر چاه نموده و ضمنا يك قنات باير هم در جنب همين چاه قرار دارد كه مال قريه ديگرى است و حمّام مال يك قريه ديگر و زمين مال قريه ديگر و قنات باير هم مال قريه ديگر كه قريهها با هم فرق دارند مرقوم فرمائيد آيا آب حمّام مباح مىباشد يا غصبى؟
ج
- حفر چاه در زمين مشترك بدون اذن شركاء جايز نيست فعلا اگر چاه حفر شده آب چاه متعلق به صاحبان زمين است و تصرف در آب چاه بدون اذن تمام شركاء جايز نيست چه در آن قريه و چه در قريه ديگر باشد و حفر چاه در جنب قنات باير اشكال ندارد.
بلى اگر چاه ضرر به آب قنات داير داشته باشد اشكال دارد.
س ١٠٦
- چشمه آبى در زمين مزروعى زيد جريان داشته، عمرو بقصد كشيدن لوله آب اقدام نمود ولى از طرف صاحب زمين ممانعت بعمل آمد كه من نياز به آب دارم و چون در زمين من مىباشد و در قبالجات من نيز مذكور است نمىگذارم كه ديگرى از آن استفاده نمايد لذا عمرو با دست خود قراردادى نوشت كه من به اندازه سه درخت و آب آشاميدنى و سبزيجات بيشتر استفاده نمىكنم و هر وقت كه آب را خواستى جلوگيرى نمىكنم و آب متعلق به صاحب زمين باشد و اين اقرار نامه تنظيم شد، حال صاحب زمين اظهار مىدارد كه من آب را مىخواهم ولى عمرو نمىدهد و مىگويد من لوله كشى كردهام و چشمه جزء منابع طبيعى است و مال تو نيست، اينك از محضرتان استدعا مىشود بفرماييد آب چشمه تابع زمين است و متعلق به صاحب زمين مىباشد يا خير؟- توضيح اين كه- فاصله ده صاحب زمين (زيد) و چشمه، از چشمه و زمين، حدود پنج كيلومتر و فاصله ده كسى كه چشمه را لوله كشى