مجمع المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ١٢٥ - ج
شرط شده اگر غرض آن بوده كه مصالح وكالت داشته باشد صلح اوّل را اقاله نمايد مىتواند طبق وكالت اقاله كند و شرط ديگر كه صرف مال الصلح در مصارف مذكوره است لازم الوفا است و چون وجوه برّيّه كه در شرط ذكر شده چنانچه ظاهر عبارت است شامل استنابه حج براى او نيز هست و ذكر صوم و صلاة و غيره از قبيل مثال است حج ميقاتى براى او استنابه نمايد.
س ٢٨
- شخصى نسبت به اموالش وصيّت كرده و صلح نامهاى هم دارد كه اموالش را به زوجهاش صلح نموده و صلح نامه داراى تاريخ است و اختيار فسخ را با مصالح گذارده ولى وصيّتنامه تاريخ ندارد و يكى از ورثه اظهار مىدارد كه وصيّتنامه، بعد نوشته شده حكم مسأله را بيان فرمائيد.
ج
- با فرض آن كه در مصالحه، اختيار فسخ داشته اگر محقّق شود كه بعد از آن، وصيّت بر خلاف آن نموده، كاشف از فسخ مصالحه مىباشد و بايد به وصيّت عمل شود و اگر نزاع موضوعى در بين باشد مرافعه شرعيّه لازم دارد.
حكم مجهول بودن متعلق صلح
س ٢٩
- غرر و نامعلومى در متعلق مصالحه، اگر طرفين به آن راضى باشند مصالحه را باطل مىكند يا نه؟
ج
- در صورتى كه بناى مصالحه به مماكسه نباشد معامله باطل نمىشود.
س ٣٠
- مصالحه نامههاى معمولى اين است كه بعنوان مصالحه صحيحه شرعيّه منتقل نمود جناب فلانى تمامى و همگى مال خود را به عالى قدر فلانى در عوض مبلغ فلان قدر وجه نقد و صيغه مصالحه شرعيّه بينهما جارى گرديد و وجه مصالحه نيز از متصالح به مصالح واصل و عايد گرديد حال اگر كسى بعنوان ديگرى چيزى بنويسد مثل اين كه بنويسد مصالحه نمودم فلان ملكم را به فلان پسرم و وجهش را دريافت نمودم آيا اين عنوانين هر دو صحيح است يا فقط اوّلى صحيح است؟
ج
- صلح دوّم صحيح است و امّا صلح اوّل، اگر تمام اموال صلح شده معلوم باشد اشكال ندارد و اگر معلوم نباشد چنانچه مقصود از صلح، صلح مسامحه و به جاى هبه صلح