مجمع المسائل - گلپايگانى، سید محمدرضا - الصفحة ١٠٤ - س ١٠٤
هم آب جزئى، از بالاى اين قريه، لوله كشى كردهاند، براى آبيارى باغات، ضمنا حمامى هم به وسيله جهاد درست شده كه در اثر بىآبى، قابل استفاده نيست حالا اهالى اين قريه، مىتوانند از اين آب كه روبروى اين قريه است براى حمام و غيره، استفاده كنند يا نه، بفرماييد اين آب مال كدام قريه مىباشد، آن ده كه در نيم فرسخى مىباشد يا اين ده كه آب در مقابل اين ده مىباشد؟ ضمنا اين چشمهها هم طبيعى است.
ج
- در فرض سؤال، دهى كه قبلا از اين آب استفاده مىكرده و مجرى المياه در تحت تصرف او بوده و محتمل باشد كه ذى حقّ بوده، فعلا نيز ذى حقّ، و آب متعلق به او است.
س ١٠٢
- چند اصله درخت گردو هست كه هيچ كس ياد ندارد چه كسى آن را غرس كرده، آيا رعيّت كاشته يا مالك، البته قبل از انقلاب بدست مالك بوده و بعد از انقلاب بدست اهل قريه است و فعلا صاحب ندارد، اهل قريه مىتوانند تصرف نمايند يا خير؟
ج
- با فرض آن كه درخت گردو قبلا در يد مالك بوده و از آن منتفع مىشده فعلا هم، حقّ انتفاع از آن، با مالك يا ورثه او است و تصرف رعيّت، بعد از انقلاب، بدون مدرك شرعى، موجب مالكيّت آنها نمىشود.
س ١٠٣
- دو قريه قبل از تقسيم، مال يك مالك بود و اين دو قريه يكى طرف بالا واقع شده و ديگرى طرف پائين و هر دو از آب يك نهر كه در زمين قريه بالائى واقع شده از قديم الايام شراكةً استفاده مىكردهاند روزها مال قريه بالائى بوده و شبها مال قريه پائين، بعد از انقلاب اهالى ده بالا آب را قطع كرده و نمىدهند وظيفه شرعى را بيان فرمائيد.
ج
- در فرض سؤال كه مالك هر دو قريه يك نفر بوده اگر خود مالك با رضا و رغبت قنات را به زارعين ده بالا فروخته باشد مال ده بالا است و اگر بنحو شركت به زارعين قريه بالا و قريه پائين فروخته فعلا نيز كما في السّابق هر دو قريه حق استفاده دارند و اگر اصلا مالك، آن را نفروخته فعلا نيز با اجازه او هر يك بايد استفاده كنند و تصرف در آن بدون اذن مالك شرعى جايز نيست و در صورت نزاع موضوعى مرافعه شرعيّه لازم است.
س ١٠٤
- زمينهايى از فرقه ضالّه بهائى را دولت مصادره كرده و بعد، همان زمينها را براى ساختمان و سكونت به افراد مستضعف واگذار كرده است و اكنون عدهاى از افراد مزبور مىخواهند ساختمانها را بفروشند آيا معامله و سكونت، در آن ساختمانها شرعا جايز است يا خير؟