تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٨ - لباس در گذشته و حال
با او ندارد، به هر كجا بخواهد مىرود، بدون اينكه كسى حضورش را احساس كند، حتى طبق بعضى از روايات در درون وجود انسان همچون جريان خون در رگها حركت مىكند! آيا اين با عدالت پروردگار سازگار است؟! آيه در پاسخ اين سؤال احتمالى مىگويد:" ما شياطين را اولياء و سرپرستان افراد بىايمان قرار داديم" (إِنَّا جَعَلْنَا الشَّياطِينَ أَوْلِياءَ لِلَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ).
يعنى آنها هرگز اجازه ورود به منطقه روح و قلب افرادى كه آمادگى خود را براى پذيرش آنان اعلام نداشتهاند ندارند، و به تعبير ديگر گامهاى نخستين از طرف خود انسان برداشته مىشود و اجازه ورود به كشور تن از طرف او داده مىشود، و تنها پس از موافقت خود انسان است كه شيطان مىتواند از مرزهاى روح او بگذرد، بنا بر اين كسانى كه دريچههاى روح خود را به روى شياطين ببندند، آنها قدرت عبور از آن را نخواهند داشت.
آيات ديگر قرآن نيز شاهد اين حقيقت است، در سوره نحل آيه ١٠٠ مىخوانيم إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَ الَّذِينَ هُمْ بِهِ مُشْرِكُونَ:" تسلط شيطان بر آنها است كه به او عشق مىورزند و او را سرپرست خود انتخاب كردهاند و كسانى كه او را پرستش مىكنند".
و در آيه ٤٢ سوره حجر مىخوانيم إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوِينَ:" تو بر بندگان من تسلط نخواهى داشت، مگر بر گمراهانى كه از تو پيروى مىكنند".
به تعبير ديگر: درست است كه ما شيطان و همكارانش را نمىبينيم، ولى به اصطلاح ردپاى آنها را مىتوانيم مشاهده كنيم، هر جا مجلس گناه است، و در هر نقطهاى وسائل معصيت، آماده است، و در هر موقع پاى زرق و برق دنيا و تجمل پرستى به ميان مىآيد، و به هنگام طغيان غرائز، و در موقع برافروخته شدن آتش خشم و غضب حضور شيطان قطعى است، و گويا در چنين مواردى، انسان صداى وسوسه