تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٦ - لباس در گذشته و حال
تشكيل مىدهد كه اگر صرفهجويى مىشد بسيارى از مشكلات اجتماعى را حل مىكرد و مرهمهاى مؤثرى بر زخمهاى جانكاه جمعى از محرومان جامعه بشرى مىگذارد.
مساله مدپرستى در لباس نه تنها ثروتهاى زيادى را به كام خود فرو مىكشد، بلكه قسمت مهمى از وقتها و نيروهاى انسانى را نيز بر باد مىدهد.
از تاريخ زندگى پيامبر اسلام ص و ساير پيشوايان بزرگ استفاده مىشود كه آنها با مساله تجملپرستى در لباس سخت مخالف بودند، تا آنجا كه در روايتى مىخوانيم: هيئتى از مسيحيان نجران به خدمت پيامبر اسلام ص رسيدند در حالى كه لباسهاى ابريشمين بسيار زيبا كه تا آن زمان در اندام عربها ديده نشده بود در تن داشتند، هنگامى كه به خدمت پيامبر ص رسيدند و سلام كردند، پيامبر ص پاسخ سلام آنها را نگفت حتى حاضر نشد يك كلمه با آنها سخن گويد، از على ع در اين باره چاره خواستند، و علت روىگردانى پيامبر ص را از آنها جويا شدند، على ع فرمود: من چنين فكر مىكنم كه اينها بايد اين لباسهاى زيبا و انگشترهاى گرانقيمت را از تن بيرون كنند، سپس خدمت پيامبر ص برسند آنها چنين كردند، پيامبر ص سلام آنها را پاسخ داد و با آنها سخن گفت، سپس فرمود: و الذى بعثنى بالحق لقد أتونى المرة الاولى و ان ابليس لمعهم:
" سوگند به خدايى كه مرا به حق فرستاده است، نخستين بار كه اينها بر من وارد شدند ديدم شيطان نيز به همراه آنها است" [١]
[١] سفينة البحار جلد دوم صفحه ٥٠٤ ماده لبس.