تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٩ - تفسير هدايت تنها به دست خدا است
جهان را به سوى آن مىآورند، قدرت خود را بخوبى نشان داده است، كسى كه چنين قدرتنمايى كرده و اينهمه" امنيت" و" نعمت" را در چنين سرزمينى قرار داده و با چشم خود آثار آن را مىبينيد و سالها از آن بهره گرفتهايد چگونه قادر نيست شما را در برابر هجوم مشتى اعراب بتپرست حفظ كند؟! شما در حال كفر مشمول اين دو نعمت بزرگ الهى،" امنيت" و" مواهب زندگى" بوديد چگونه ممكن است خداوند بعد از اسلام شما را از آن محروم سازد، دل قوى داريد و ايمان بياوريد و محكم بايستيد كه خداى كعبه و مكه با شما است.
در اينجا اين سؤال مطرح است كه تاريخ نشان مىدهد حرم مكه براى مسلمانان آن قدر هم امن و امان نبود، مگر گروهى از مسلمانان را در آنجا آزار و شكنجه ندادند؟ مگر آن همه سنگ بر بدن پيامبر ص نزدند؟ مگر بعضى از مسلمانان را در مكه نكشتند؟ مگر گروهى با" جعفر" و بقيه با پيامبر اسلام ص سرانجام از آنجا به خاطر ناامنى هجرت نكردند؟! در پاسخ مىگوئيم: اولا: با تمام اين امور باز مكه نسبت به بقيه نقاط امنيت بيشترى داشت، و عرب براى آن احترام و قداستى قائل بود، باز هم جناياتى را كه در نقاط ديگر مرتكب مىشدند نمىتوانستند در آنجا انجام دهند، خلاصه حتى در عين ناامنى، حرم مكه از امنيت نسبى قابل توجهى برخوردار بود، مخصوصا اين امنيت از ناحيه اعراب بيرون مكه بيشتر رعايت مىشد.
ثانيا: درست است كه در آغاز اسلام مدت كوتاهى اين سرزمين امن الهى دستخوش پارهاى از ناامنىها شد، ولى چيزى نگذشت كه به صورت كانونى بزرگ از امنيت پايدار و مركزى عظيم از انواع نعمتها درآمد، بنا بر اين تحمل اين مشكلات زودگذر براى رسيدن به نعمتهاى بزرگ كار سخت و پيچيدهاى نبود.
به هر حال بسيارند كسانى كه از ترس تزلزل منافع شخصيشان همچون حارث