تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٦
اين فاصلهها را بسيار زياد مىبينند [١]
البته تضادى در ميان اين آيات نيست، زيرا قيامت مراحل مختلفى دارد در پارهاى از مراحل اصلا اجازه عذر خواهى و حرف زدن به آنها داده نمىشود و بر دهان آنها مهر مىگذارند، تنها دست و پا و اعضاء و جوارح و زمينى كه گناه بر آن كردهاند بازگو كننده اعمالشان هستند، ولى در پارهاى ديگر از مراحل زبانشان گشوده مىشود و به عذر خواهى مىپردازند، اما چه سود؟
يكى از اعذار آنها اين است كه گناهان خود را به گردن سردمداران كفر
[١] تفسير فخر رازى ذيل آيات مورد بحث.
[٢]" يستعتبون" از ماده" عتب" (بر وزن حتم) در اصل به معنى ناراحتى درونى است و هنگامى كه به باب افعال برده شود به معنى زائل كردن اين ناراحتى است، در" لسان العرب" تصريح شده است كه معنى باب" استفعال" آن نيز همچون باب" افعال" به معنى از ميان بردن ناراحتى باطنى كسى است، لذا اين تعبير در موارد استرضاء يعنى رضايت طلبيدن و توبه كردن نيز به كار مىرود، و در آيه فوق به همين معنى آمده است، يعنى در قيامت آنها توانايى بر توبه و جلب رضايت پروردگار ندارند.