تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٤ - تفسير نخستين جرقه وحى!
آتشى ديد"! (فَلَمَّا قَضى مُوسَى الْأَجَلَ وَ سارَ بِأَهْلِهِ آنَسَ مِنْ جانِبِ الطُّورِ ناراً).
" به خانوادهاش گفت: همين جا درنگ كنيد، من آتشى ديدم، مىروم شايد خبرى براى شما بياورم، يا شعلهاى از آتش، تا با آن گرم شويد" (قالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ ناراً لَعَلِّي آتِيكُمْ مِنْها بِخَبَرٍ أَوْ جَذْوَةٍ مِنَ النَّارِ لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ).
" آنست" از ماده" ايناس" به معنى مشاهده كردن و ديدن توأم با يك نوع آرامش و انس است،" جذوة" به معنى قطعهاى از آتش است، و بعضى گفتهاند به قطعه بزرگى از هيزم گفته مىشود.
از جمله" آتِيكُمْ مِنْها بِخَبَرٍ" (خبرى بياورم) استفاده مىشود كه او راه را گم كرده بود، و از جمله" لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ" بدست مىآيد كه شبى بود سرد و ناراحت كننده.
در آيه سخنى از وضع همسر موسى به ميان نيامده، ولى مشهور در تفاسير و روايات اين است كه او باردار بود و در آن لحظه درد زائيدن به او دست داد، و موسى از اين نظر نيز نگران بود.
" شاطئ" به معنى ساحل و" وادى" به معنى" دره" يا" محل عبور سيلاب"