تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٥ - ٣- موضع اسلام در برابر مساله ثروت
بنى اسرائيل به قارون گفتند: وَ ابْتَغِ فِيما آتاكَ اللَّهُ الدَّارَ الآخرة.
اسلام ثروتى را مىپسندد كه در آن" أَحْسِنْ كَما أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ" و نيكى به همگان باشد.
اسلام ثروتى را مدح مىكند كه در آن لا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيا تحقق يابد بالآخره اسلام ثروتى را خواهان است كه مايه فساد در زمين و فراموش كردن ارزشهاى انسانى و گرفتار شدن در مسابقه جنونآميز" تكاثر" نگردد، و انسان را به" خود برتربينى" و" تحقير ديگران" و حتى رويارويى با پيامبر خدا نكشاند.
وسيلهاى باشد براى استفاده همگان، براى پر كردن خلاهاى موجود اقتصادى، براى مرهم نهادن بر زخمهاى جانكاه محرومان، و براى رسيدن به نيازها و مشكلات مستضعفان.
علاقه به چنين ثروتى با چنين هدفهاى مقدسى علاقه به دنيا نيست، علاقه به آخرت است، چنان كه در حديثى مىخوانيم يكى از ياران امام صادق ع خدمتش آمد و شكايت كرد كه ما دنبال دنيا هستيم و به آن علاقمنديم (از اين مىترسيم كه دنياپرست باشيم).
امام (كه پاكى و تقواى آن مرد را مىدانست) فرمود: با اين ثروت دنيا چه مىخواهى انجام دهى؟ در پاسخ عرض كرد: هزينه خود و خانوادهام را تهيه كنم، و به خويشاوندانم كمك نمايم، در راه خدا انفاق كنم، و حج و عمره بجا آورم امام فرمود: ليس هذا طلب الدنيا هذا طلب الآخرة:" اين، دنياطلبى نيست اين طلب آخرت است" [١] و از اينجا فاسد بودن عقيده دو گروه: گروهى از مسلمان نماهاى بيخبر از تعليمات اسلام كه اسلام را حامى مستكبران معرفى مىكنند و گروهى از دشمنان مغرض كه مىخواهند چهره اسلام را دگرگون نشان داده و آن را ضد ثروت و طرفدار
[١]" وسائل الشيعه" ج ١٢ ص ١٩ (حديث ٣ از باب ٧ از ابواب مقدمات التجارة).