تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦ - تفسير يك كار نيك درهاى خيرات را به روى موسى گشود!
به چاه نزديك نمىشوند" (وَ وَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَيْنِ تَذُودانِ) [١] وضع اين دختران با عفت كه در گوشهاى ايستادهاند و كسى به داد آنها نمىرسد و يك مشت شبان گردن كلفت تنها در فكر گوسفندان خويشند، و نوبت به ديگرى نمىدهند، نظر موسى را جلب كرد، نزديك آن دو آمد و" گفت كار شما چيست"؟! (قالَ ما خَطْبُكُما) [٢] چرا پيش نمىرويد و گوسفندان را سيراب نمىكنيد.
براى موسى اين تبعيض و ظلم و ستم، اين بىعدالتى و عدم رعايت حق مظلومان كه در پيشانى شهر مدين به چشم مىخورد قابل تحمل نبود، او مدافع مظلومان بود و به خاطر همين كار، به كاخ فرعون و نعمتهايش پشت پا زده و از وطن آواره گشته بود، او نمىتوانست راه و رسم خود را ترك گويد و در برابر بىعدالتيها سكوت كند.
دختران در پاسخ او" گفتند: ما گوسفندان خود را سيراب نمىكنيم تا چوپانان همگى حيوانات خود را آب دهند و خارج شوند" و ما از باقيمانده آب استفاده مىكنيم (قالَتا لا نَسْقِي حَتَّى يُصْدِرَ الرِّعاءُ) [٣] و براى اينكه اين سؤال براى موسى بىجواب نماند كه چرا پدر اين دختران عفيف آنها را به دنبال اين كار بفرستد؟ افزودند:" پدر ما پير مرد مسنى است" پير مردى شكسته و سالخورده، (وَ أَبُونا شَيْخٌ كَبِيرٌ).
نه خود او قادر است گوسفندان را آب دهد و نه برادرى داريم كه اين مشكل
[١]" تزودان" از ماده" زود" (بر وزن زرد) به معنى منع كردن و جلوگيرى نمودن است، آنها مراقب بودند كه گوسفندانشان متفرق يا آميخته با گوسفندان ديگر نشود.
[٢]" خطب" به معنى كار و مقصود و منظور است.
[٣]" يصدر" از ماده" صدر" به معنى خارج شدن از آبگاه است، و" رعاء" جمع" راعى" به معنى چوپان است.