تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧١ - ١- قارونهاى ديروز و امروز!
اين مغروران بيخبر، خود را از همه دانشمندتر و آگاهتر مىدانند، و به گمان اينكه ثروتشان كه گاه از طريق غصب حقوق ديگران به دست آمده است دليل بر عقل و هوش و درايت آنها است، همه را نادان و خود را دانا مىپندارند! حتى كارشان به جايى مىرسد كه در برابر پروردگار اظهار وجود مىكنند و دم از استقلال مىزنند و مىگويند: آنچه را پيدا كردهايم به ابتكار و هوش سرشار و خلاقيت و استعداد و اطلاعات بىنظير خودمان بوده است.
و ديديم سرانجام اين گونه مغروران تبهكار به كجا مىرسد؟! اگر قارون با اطرافيانش و تمام ثروتش به قعر زمين فرو رفت و نابود شد ديگران به اشكال ديگرى نابود مىشوند، و گاه حتى زمين، ثروتشان را به شكل ديگرى مىبلعد، يعنى ثروتهاى عظيم خود را تبديل به كاخها، باغها و زمينهايى مىكنند كه هرگز از آن استفاده نخواهند كرد، و گاه حتى اموال خود را مىدهند و زمينهاى باير و موات را خريدارى مىكنند، به اين خيال كه آن را تقسيم كرده و به قيمتهاى گزافى بفروشند و به اين ترتيب، زمين ثروتشان را مىبلعد!.
اين گونه افراد سبك مغز، چون راهى براى خرج كردن ثروت عظيم خود پيدا نمىكنند رو به سوى ارزشهاى خيالى مىآورند، مجموعهاى از كاسه كوزههاى شكسته قديمى را، به عنوان عتيقههاى گرانبها!، و گاه مجموعهاى از تابلوهاى بيرنگ و يا حتى مجموعهاى از تمبرهاى پستى، اسكناسها و مانند آن كه متعلق به سالها و يا قرون گذشته است، به عنوان با ارزشترين كالاها در قصر و كاخ خود جمعآورى مىكنند كه اگر به دقت به آنها نگاه كنيم گاهى مىبينيم جاى آنها فقط در زبالهدان است!.
آنها اين زندگى تجملى و تخيلى را در حالى فراهم آوردهاند كه در شهر و ديار آنها و گاه در همسايگى ديوار به ديوارشان افراد محرومى هستند كه شب گرسنه مىخوابند، و عجب اينكه چنان و جدان آنها تحليل رفته كه حتى كمترين