تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٧ - ٢- ظاهر بينان!
در باره تطبيق تاريخى اين پيشگويى قرآن به زودى بحث خواهيم كرد.
٢- ظاهر بينان!
اصولا بينش يك انسان مؤمن و الهى با يك فرد مادى يا مشرك تفاوت بسيار دارد.
اولى طبق عقيده توحيدى جهان را مخلوق خداوند حكيم و آگاهى مىداند كه تمام افعالش روى حساب و برنامه است و به همين دليل معتقد است كه جهان مجموعهاى است از اسرار و رموز دقيق، هيچ چيز در اين عالم ساده نيست، همه كلمات اين كتاب پر محتوا و پر معنى است.
اين بينش توحيدى به او مىگويد: از كنار هيچ حادثه و هيچ موضوعى ساده نگذر زيرا ممكن است سادهترين مسائل پيچيدهترين آنها باشد.
او هميشه به عمق اين جهان مىنگرد و به ظواهر آن قانع نيست، او اين درس را در مكتب توحيد خوانده است، او براى عالم هدف بزرگى قائل است و همه چيز را در دائره آن هدف مىبيند.
در حالى كه يك فرد مادى و بىايمان دنيا را مجموعهاى از حوادث كور و كر و بى هدف مىشمرد، و جز به ظاهر آن نمىانديشد. اصلا براى آن باطن و عمقى قائل نيست، مگر مىتوان براى كتابى كه مجموعه خطوط آن همان چيزى است كه كودكى با حركات بى هدف دست خود به روى كاغذ به وجود آورده است اهميت و عمقى قائل شد؟! حتى به گفته بعضى از دانشمندان بزرگ علوم طبيعى تمام انديشمندان بشر از هر قشر و گروه كه در باره نظام جهان به انديشه برخاستهاند، از نوعى تفكر مذهبى برخوردار بودهاند (دقت كنيد).
" اينشتاين" دانشمند معروف معاصر مىگويد:" به سختى مىتوان در