تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٤ - تفسير و اينهم سرنوشت آلودگان!
(وَ قالُوا لا تَخَفْ وَ لا تَحْزَنْ إِنَّا مُنَجُّوكَ وَ أَهْلَكَ إِلَّا امْرَأَتَكَ كانَتْ مِنَ الْغابِرِينَ).
البته از آيات سوره هود بخوبى استفاده مىشود هنگامى كه آن قوم بىآزرم از وجود ميهمانهاى لوط ع با خبر شدند به سرعت به سراغ او آمدند و در نظر داشتند مزاحم آنان شوند، لوط كه هنوز فرشتگان را نشناخته بود، سخت ناراحت شد گاه با توسل به نصيحت، و گاه به تهديد، و گاه از طريق تحريك و جدان آنها كه آيا يك مرد رشيد در ميان شما وجود ندارد؟! و گاه از طريق پيشنهاد ازدواج دخترانش با آنها، خواست آنان را از اين كار بازدارد، اما اين بيشرمان به هيچ چيز قانع نبودند و تنها به هدف ننگين خود مىانديشيدند! ولى رسولان پروردگار خود را به لوط ع معرفى كرده و از طريق اعجاز الهى چشمان آن قوم مهاجم را نابينا ساختند و آب سردى بر قلب سوخته اين پيامبر بزرگ ريختند [١] قابل توجه اينكه رسولان پروردگار به لوط گفتند:" نترس" و" غمگين مباش" در اينكه ميان اين دو كلمه (خوف و حزن) چه تفاوتى وجود دارد در تفسير الميزان چنين آمده كه" خوف" در مورد حوادث ناگوار احتمالى است و" حزن" در موارد قطعى.
بعضى" خوف" را مربوط به حوادث آينده مىدانند، و" غم" را متعلق به حوادث گذشته.
اين احتمال نيز وجود دارد كه" خوف" در مورد مسائل" خطرناك" است اما غم مربوط به حوادث" دردناك"، هر چند خطرى در آن وجود نداشته باشد.
در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه بر طبق آيات سوره هود، ترس و اندوه
[١] شرح اين ماجرا را در جلد ٩ صفحه ١٧٨ به بعد ذيل آيات ٧٧ تا ٨١ سوره هود بيان كرديم.