تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٩ - تفسير ببين سرانجام كار ظالمان چه شد؟!
عظيم را به ميان مىآورد! همه اينها نشان مىدهد كه او به خوبى مطالب را مىدانست، اما براى تحميق مردم مصر و حفظ موقعيت خويش با الفاظ بازى مىكرد.
انسان ضعيفى كه گاهى قادر به دور كردن پشهاى از خود نيست، و گاه يك موجود ذرهبينى به نام ميكرب نيرومندترين افراد او را به زير خاك مىفرستد چگونه مىتواند خود را بزرگ معرفى كند و دعوى الوهيت نمايد؟! در حديث معروف قدسى آمده است كه خداوند مىفرمايد:
الكبرياء ردائى، و العظمة ازارى، فمن نازعنى واحدا منهما القيته فى النار!:
" بزرگى رداى من است و عظمت لباسى است كه به قامت كبريايى من دوخته شده، هر كس در اينها با من منازعه كند او را به دوزخ مىافكنم"! [١] بديهى است خدا نيازى به اين توصيفها ندارد مهم اين است كه طغيانگرى انسان و جنايتگرى او زمانى شروع مىشود كه خود را گم مىكند و باد كبر و غرور مغز او را پر سازد.
[١] تفسير" روح المعانى"، تفسير كبير" فخر رازى"، تفسير" الميزان" و تفاسير ديگر ذيل آيه مورد بحث.