تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٠ - تفسير مردگان و كران سخن تو را نمىشنوند!
كه از دامنه كوه بلندى به فراز قله رسيده از طرف ديگر سراشيبى را شروع كرديد، و باز به قعر دره ضعف و ناتوانى جسمى و روحى رسيديد.
اين دگرگونىها و فراز و نشيبها، بهترين دليل براى اين حقيقت است كه نه آن قوت از شما بود، و نه آن ضعف، بلكه هر دو از ناحيه ديگرى بود، و اين خود نشانه آنست كه چرخ وجود شما را ديگرى مىگرداند، و هر چه داريد عارضى است.
اين همانست كه امير مؤمنان على ع در گفتار نورانيش به آن اشاره كرده مىفرمايد:
عرفت اللَّه سبحانه بفسخ الغرائم و حل العقود و نقض الهمم:
" من خدا را در فسخ تصميمهاى محكم و گشودن گرهها و نقض ارادههاى قوى و ناكام ماندن آن شناختم" [١] من از اين دگرگونيها فهميدم كه قدرت اصلى دست ديگرى است، و ما از خود چيزى نداريم جز آنچه او به ما مىبخشد.
جالب اينكه در مورد ضعف دوم كه براى انسان پيش مىآيد، كلمه" شيبة" (پيرى) را نيز اضافه مىكند، ولى در ضعف اول، نامى از" كودكى" نمىبرد.
اين تعبير ممكن است اشاره به آن باشد كه ضعف پيرى دردناكتر است، زيرا اولا رو به سوى مرگ و فنا دارد، بر عكس ضعف كودكى، و ثانيا توقعى كه از پيران سالخورده و با تجربه دارند هرگز از كودكان نيست، در حالى كه گاه ضعف و ناتوانى آنها يكسان است و اين بسيار عبرتانگيز مىباشد.
اين مرحله است كه قدرتمندان ياغى و سركش را به زانو در مىآورد و به ضعف و زبونى و بيچارگى مىكشاند.
آخرين جمله آيه كه اشاره به علم و قدرت خدا است، هم بشارت است و هم انذار كه خدا از همه اعمال و نيات شما آگاه است و نيز توانايى بر پاداش و كيفر شما دارد.
[١] نهج البلاغه كلمات قصار جمله ٢٥٠.