تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٢ - ١- قارونهاى ديروز و امروز!
ناراحتى از اين وضع احساس نمىكنند! گاه حيوانات آنها داراى مرفهترين زندگى هستند، و حتى از معلم و پزشك و دارو بهره مىگيرند، در حالى كه انسانهاى مظلومى در نزديكى آنها در بدترين شرائط زندگى مىكنند، و يا در بستر بيمارى ناله سردادهاند، نه پزشكى بر بالين آنها حاضر مىشود و نه قطره دوائى.
تمام اين بحثها گاه در باره افراد معينى در يك جامعه است و گاه در باره يك كشور، يعنى يك كشور قارونى مىشود در مقابل ديگر كشورهاى دنيا! همانگونه كه در عصر خود در مورد كشورهايى همچون آمريكا و بسيارى از ممالك اروپايى مىبينيم.
آنها مجللترين زندگى را به قيمت استثمار مردم جهان سوم و كشورهاى فقير و تهيدست براى خود فراهم ساختهاند، به طورى كه گاه مواد غذايى اضافى آنها كه به زبالهدانها ريخته مىشود اگر بطور صحيحى جمعآورى مىشد براى تغذيه مليونها انسان گرسنه كافى بود.
اينكه مىگوئيم كشورهاى فقير نه اين است كه حقيقتا فقير باشند اينها در حقيقت دزد زده و غارت شدهاند، گاهى بهترين و گرانبهاترين منابع زير زمينى در اختيار آنها است، اما اين ابر غارتگران همه را مىبرند و آنها را بر خاك سياه مىنشانند.
اينها قارونهاى زالوصفتى هستند كه پايههاى كاخ بيدادگرى خود را بر ويرانههاى كوخهاى مستضعفين بنا نهادهاند، و تا مستضعفين جهان دست به دست هم ندهند و آنها را همچون قارون به قعر زمين نفرستند اوضاع دنيا به همين صورت خواهد بود، آنها باده مىنوشند و خنده مستانه سر مىدهند، و اينها بايد زانوى غم در بغل گيرند و گريه كنند!