تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٦ - تفسير تسبيح و حمد در همه حال براى خدا است
تولد يابند، بلكه همواره موجودات زنده از تخم يا بذر يا نطفه موجودات زنده ديگرى متولد مىشوند، ولى مسلما در آغاز كه اين كره خاكى يك پارچه آتش بود، موجود زندهاى وجود نداشت، بعدا در شرائط خاصى كه علم هنوز آن را به درستى كشف نكرده است موجودات زنده از مواد بيجان با يك جهش بزرگ متولد شدند، اما اين موضوع در شرائط فعلى كره زمين در آنجا كه در دسترس علم و دانش بشر است ديده نمىشود (البته شايد در اعماق اقيانوسها در پارهاى از شرائط هم اكنون نيز اين جهش بزرگ صورت پذيرد).
اما آنچه براى ما محسوس و كاملا قابل لمس و درك است اين است كه موجودات مرده دائما جزء اندام موجودات زنده مىشوند و لباس حيات در تن مىپوشانند، آب و غذايى كه ما مىخوريم موجود زندهاى نيست، اما جزء بدن ما كه شد تبديل به يك موجود زنده مىشود، و سلولهاى تازهاى بر سلولهاى بدن ما افزوده مىگردد چنان كه طفل شيرخوار از همين راه به جوان نيرومند قوى پيكرى تبديل مىگردد.
آيا اين خارج كردن زندگى از دل مرگ، و" حى" از" ميت" نيست؟! بنا بر اين مىتوان گفت: دائما در نظام عالم طبيعت زندگى از دل مرگ و مرگ از دل زندگى بيرون مىآيد به همين دليل خدايى كه آفريننده طبيعت است قادر به احياى مردگان در جهان ديگر مىباشد.
البته- همانگونه كه گفتيم- آيه فوق از نظر بعد معنوى نيز تفسيرهاى ديگرى دارد، از جمله تولد مؤمن از كافر، و كافر از مؤمن، عالم از جاهل، و جاهل از عالم، صالح از مفسد، و مفسد از صالح است، همانگونه كه در بعضى از روايات اسلامى نيز به آن اشاره شده است.
اين معانى ممكن است از بطون آيه باشد، چرا كه مىدانيم آيات قرآن ظاهر و باطنى دارد، و نيز ممكن است مرگ و حيات معنى جامع و وسيعى داشته