تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٧ - تفسير
(أَ فَبِالْباطِلِ يُؤْمِنُونَ وَ بِنِعْمَةِ اللَّهِ يَكْفُرُونَ).
كوتاه سخن اينكه خداوندى كه مىتواند در ميان يك سرزمين گسترده بحرانى، كه جمعى از مردم نيمه وحشى در آن سكونت دارند يك منطقه كوچك را در امنيت فرو برد چگونه نمىتواند انسانهاى مؤمن را در ميان انبوهى كافر و بى ايمان حفظ كند؟
ما دلائل آشكارى براى شما اقامه كرديم كه جز" اللَّه" شايسته پرستش نيست اما شما بر خدا دروغ مىبنديد و شريكانى براى او مىتراشيد، و حتى مدعى هستيد كه اين يك برنامه الهى است! از سوى ديگر قرآنى بر شما نازل كرديم كه نشانههاى حق در آن لائح است، اما شما همه اينها را ناديده گرفته و پشت سر افكنديد، آيا ظلم و ستمى از اين برتر تصور مىشود؟ ظلم بر خويشتن، و ظلم بر همه انسانها، چرا كه شرك و كفر ظلم عظيم است.
به تعبير ديگر آيا ظلم به معنى وسيع كلمه جز انحراف و خارج ساختن چيزى از محل شايستهاش مىباشد؟ آيا بدتر از اين پيدا مىشود كه انسان يك مشت سنگ و چوب بىارزش را همرديف خالق آسمانها و زمين قرار دهد؟
بعلاوه شرك خمير مايه همه مفاسد اجتماعى است و ستمهاى ديگر در واقع از آن سرچشمه مىگيرد، هواپرستى، مقامپرستى، و دنياپرستى هر كدام نوعى از شرك است.