تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٨ - تفسير به آثار رحمت الهى بنگر!
(اللَّهُ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّياحَ فَتُثِيرُ سَحاباً).
" سپس ابرها را در پهنه آسمان آن گونه كه بخواهد مىگستراند" (فَيَبْسُطُهُ فِي السَّماءِ كَيْفَ يَشاءُ).
" و آنها را به صورت قطعاتى در آورده، متراكم و بر هم سوار مىكند" (وَ يَجْعَلُهُ كِسَفاً) [١]" اينجا است كه دانههاى باران را مىبينى كه از لابلاى آنها خارج مىشوند" (فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلالِهِ) [٢] آرى يكى از نقشهاى مهم هنگام نزول باران بر عهده بادها گذاشته شده است آنها هستند كه قطعات ابر را از سوى درياها به سوى زمينهاى خشك و تشنه حمل مىكنند، و همانها هستند كه ماموريت گستردن ابرها را بر صفحه آسمان، و سپس متراكم ساختن آنها، و بعد از آن خنك كردن محيط ابرها و آماده نمودن براى بارانزايى بر عهده دارند.
بادها همچون چوپان آگاه و پر تجربهاى هستند كه گله گوسفندان را به موقع از اطراف بيابان جمع مىكند و در مسيرهاى معينى حركت مىدهد، سپس آنها را براى دوشيدن شير آماده مىسازد! جمله" فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلالِهِ" (دانههاى باران و ذرات كوچك آن را مىبينى كه از لابلاى ابرها خارج مىشوند) ممكن است اشاره به اين باشد كه غلظت ابرها و شدت وزش بادها در حدى نيست كه مانع خروج قطرههاى
[١]" كسف" جمع" كسفه" (بر وزن حجله) به معنى" قطعه" مىباشد و در اينجا ظاهرا اشاره به قطعاتى است از ابر كه روى يكديگر متراكم مىشوند و آن را غلظت و شدت مىبخشد، و اين به هنگامى است كه ابرها آماده براى نزول باران مىشود.
[٢]" ودق" (بر وزن حلق) گاه به ذرات كوچك آب غبارمانندى گفته مىشود كه به هنگام نزول باران در آسمان پخش مىشود و به قطرههاى پراكنده باران نيز اطلاق مىگردد.