تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧١ - ترجمه
ترجمه:
٢٩- هنگامى كه موسى مدت خود را به پايان رسانيد و همراه خانوادهاش (از مدين به سوى مصر) حركت كرد از جانب طور آتشى ديد! به خانوادهاش گفت: درنگ كنيد من آتشى ديدم، مىروم شايد خبرى براى شما بياورم، يا شعلهاى از آتش، تا با آن گرم شويد.
٣٠- هنگامى كه به سراغ آتش آمد ناگهان از ساحل راست وادى در آن سرزمين بلند و پر- بركت از ميان يك درخت ندا داده شد كه اى موسى! منم خداوند، پروردگار جهانيان!.
٣١- عصايت را بيفكن، هنگامى كه (عصا را افكند) نگاه كرد و ديد همچون مارى با سرعت حركت مىكند! ترسيد و به عقب برگشت و حتى پشت سر خود را نگاه نكرد! (به او گفته شد) برگرد و نترس تو در امان هستى! ٣٢- دستت را در گريبانت فرو بر، هنگامى كه خارج مىشود سفيد و درخشنده است و بدون عيب و نقص، و دستهايت را بر سينهات بگذار تا ترس و وحشت از تو دور شود، اين دو برهان روشن از پروردگارت به سوى فرعون و اطرافيان اوست كه آنها قوم فاسقى هستند.
٣٣- عرض كرد: پروردگارا من از آنها يك تن را كشتهام مىترسم مرا به قتل برسانند.
٣٤- و برادرم هارون زبانش از من فصيحتر است، او را همراه من بفرست تا ياور من باشد