تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩ - تفسير موسى در طريق حمايت از مظلومان
١٥- او در موقعى كه اهل شهر در غفلت بودند وارد شهر شد، ناگهان دو مرد را ديد كه به جنگ و نزاع مشغولند، يكى از پيروان او بود، و ديگرى از دشمنانش، آن يك كه از پيروان او بود از وى در برابر دشمنش تقاضاى كمك كرد، موسى مشت محكمى بر سينه او زد و كار او را ساخت (و بر زمين افتاد و مرد!) موسى گفت: اين از عمل شيطان بود كه او دشمن و گمراه كننده آشكارى است.
١٦- عرض كرد پروردگارا! من به خويشتن ستم كردم، مرا ببخش، خدا او را بخشيد كه او غفور و رحيم است.
١٧- عرض كرد پروردگارا! به شكرانه نعمتى كه به من دادى من هرگز پشتيبان مجرمان نخواهم بود.
تفسير: موسى در طريق حمايت از مظلومان
در اينجا با سومين بخش از سرگذشت پر ماجراى موسى ع روبرو مىشويم كه در آن مسائلى مربوط به دوران بلوغ او و پيش از آنكه از" مصر" به" مدين" برود، و انگيزه هجرت او مطرح شده است.
نخست مىگويد:" هنگامى كه موسى نيرومند و كامل شد، حكمت و دانش به او داديم و اين گونه نيكوكاران را جزا و پاداش مىدهيم" (وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ اسْتَوى آتَيْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ).
" اشد" از ماده شدت به معنى نيرومند شدن است، و" استوى" از ماده" استواء" به معنى كمال خلقت و اعتدال آن است.
در اينكه ميان اين دو چه تفاوتى است، مفسران گفتگوهاى مختلفى دارند:
بعضى گفتهاند" بلوغ اشد" آن است كه انسان از نظر قواى جسمانى به سر حد كمال برسد كه غالبا در سن ١٨ سالگى است، و" استواء" همان اعتدال و استقرار در امر حيات و زندگى است كه غالبا بعد از كمال نيروى جسمانى حاصل مىشود.
بعضى ديگر" بلوغ اشد" را به معنى كمال جسمى، و" استواء" را به معنى