تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٣ - تفسير توحيد مالكيت خداوند
همچون جن، و يا بتهاى سنگى و چوبى را شركاء خدا مىشمريد؟ اين چه قضاوت زشت و دور از منطقى است؟!" مملوكهاى مجازى" كه به سرعت ممكن است آزاد شوند و در رديف شما قرار گيرند (همانگونه كه در اسلام اين طرح ريخته شده) هرگز در حال مملوك بودن در رديف مالك خود قرار نمىگيرند، و حق دخالت در قلمرو او ندارند، چگونه" مملوكهاى حقيقى" كه ذات و وجودشان متعلق به خدا است، و محال است اين تعلق و وابستگى از آنها سلب شود، و هر چه داريد از او داريد، و بدون او هيچ است و پوچيد، چگونه آنها را به عنوان شريك خدا انتخاب كردهايد؟
بعضى از مفسران گفتهاند كه اين آيه ناظر به سخنى است كه مشركان قريش به هنگام مراسم حج و گفتن" لبيك" ذكر مىكردند، چرا كه آنها مىگفتند:
لبيك، اللهم لا شريك لك، الا شريكا هو لك، تملكه و ما ملك! كه محتواى آن اين بود" خداوندا تو شريكى دارى كه مالك او هستى و مالك املاك او"! [١] بديهى است اين شان نزول مانند سائر شان نزولها معناى آيه را محدود نمىكند و در هر حال آيه پاسخى است به همه مشركان، و از زندگى خود آنها كه بر مدار بردگى مىچرخيد گرفته، و بر آنها احتجاج مىكند.
تعبير به" ما رَزَقْناكُمْ" اشاره به اين نكته است كه شما نه مالك واقعى اين بردگان هستيد، و نه مالك واقعى اموالتان، چرا كه همه از آن خدا است، اما با اين حال حاضر نيستيد اموال مجازى خود را به مملوكهاى مجازى خود واگذار كنيد و آنها را شريك خود بشماريد، در حالى كه از نظر تكوينى مشكل و محالى لازم نمىآيد، زيرا سخن در محور اعتباريات دور مىزند.
اما تفاوت خدا با مخلوقاتش يك تفاوت تكوينى و غير قابل تغيير است، و شريك
[١] تفسير الميزان و تفسير مجمع البيان و تفسير نور الثقلين ذيل آيات مورد بحث.