تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧١ - تفسير عاقبت بدكاران
نيرويى بيش از اينان داشتند، و زمين را (براى زراعت و آبادى) دگرگون ساختند، و بيش از آنچه اينان آباد كردند، عمران نمودند، و پيامبرانشان با دلائل روشن به سراغشان آمدند (اما آنها انكار كردند و كيفر خود را ديدند) خداوند هرگز به آنها ستم نكرد، آنها به خودشان ستم مىكردند.
١٠- سپس سرانجام كسانى كه اعمال بد مرتكب شدند به جايى رسيد كه آيات خدا را تكذيب كردند و آن را به سخريه گرفتند.
تفسير: عاقبت بدكاران
در آخرين آيه بحث گذشته سخن از ظاهربينانى بود كه تنها افق فكرشان به محدوده دنيا و جهان ماده تعلق دارد، و از قيامت و عالم ما وراء طبيعت بيخبرند.
در آيات مورد بحث و آيات آينده به ذكر مطالب متنوعى پيرامون مبدء و معاد مىپردازد نخست به صورت يك استفهام اعتراض آميز مىگويد:" آيا آنها در درون جان خويش تفكر نكردند كه خداوند آسمان و زمين و آنچه را در ميان اين دو است جز به حق نيافريده؟ و براى آن اجل و پايان معينى قرار داده است" (أَ وَ لَمْ يَتَفَكَّرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ ما خَلَقَ اللَّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلَّا بِالْحَقِّ وَ أَجَلٍ مُسَمًّى).
يعنى اگر آنها درست بينديشند و به و جدان خود و داورى عقلشان مراجعه كنند به خوبى از اين دو امر آگاه مىشوند كه اولا جهان بر اساس حق آفريده شده، و نظاماتى بر آن حاكم است كه دليل بر وجود عقل و قدرت كامل در خالق اين جهان است.
و ثانيا اين جهان رو به زوال و فنا مىرود و از آنجا كه خالق حكيم ممكن نيست بيهوده آن را آفريده باشد دليل بر اين است كه جهان ديگرى كه سراى بقا است بعد از اين جهان مىباشد، و گرنه آفرينش اين جهان مفهوم نداشت، و اين