تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٥ - تفسير در دل خدا مىگويند و با زبان بت!
ترجمه:
٦١- هر گاه از آنها بپرسى چه كسى آسمانها و زمين را آفريده، و خورشيد و ماه را مسخر كرده است؟ مىگويند: اللَّه، پس با اينحال چگونه (از عبادت خدا) منحرف مىشوند؟.
٦٢- خداوند روزى را براى هر كس از بندگانش بخواهد گسترده مىكند، و براى هر كس مىخواهد محدود مىسازد، خداوند به همه چيز داناست.
٦٣- و اگر از آنها بپرسى چه كسى از آسمان آبى نازل كرد و به وسيله آن زمين را بعد از مردنش احيا نمود؟ مىگويند: اللَّه، بگو ستايش مخصوص خداست، اما اكثر آنها نمىدانند.
٦٤- اين زندگى دنيا جز لهو و لعب چيزى نيست، و زندگى واقعى سراى آخرت است، اگر آنها مىدانستند.
٦٥- هنگامى كه سوار بر كشتى شوند خدا را با اخلاص مىخوانند (و غير او را فراموش مىكنند) اما هنگامى كه خدا آنها را به خشكى رسانيد و نجات داد باز مشرك مىشوند! ٦٦- (بگذار) آياتى را كه به آنها دادهايم انكار كنند و از لذات زودگذر زندگى بهره گيرند اما به زودى خواهند فهميد!
تفسير: در دل خدا مىگويند و با زبان بت!
در آيات گذشته روى سخن با مشركانى بود كه حقانيت اسلام را درك كرده بودند اما بخاطر ترس از قطع روزى خود حاضر به قبول ايمان و هجرت نبودند در آيات مورد بحث روى سخن را به پيامبر اسلام- و در واقع به همه مؤمنان كرده- دلائل توحيد را از طريق" خلقت" و" ربوبيت" و" فطرت"- يعنى از سه طريق متفاوت- بيان مىكند، و به آنها خاطر نشان مىسازد كه سرنوشت آنها به دست خدايى است كه در" آفاق" و" انفس" آثار او را مىيابند، نه به دست بتها كه بتها