تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٩ - تفسير هجرتى بايد كرد!
از آنجا كه يكى از عذرهاى كسانى كه در بلاد شرك مىماندند و حاضر به هجرت نبودند اين بود كه ما مىترسيم از ديار خود بيرون برويم خطر مرگ به وسيله دشمنان، يا گرسنگى، يا عوامل ديگر ما را تهديد كند بعلاوه به فراق بستگان و خويشاوندان و فرزندان و شهر و ديار خود مبتلا شويم، قرآن در آيه بعد به عنوان يك پاسخ جامع به آنها مىگويد:" سرانجام همه انسانها مىميرند، و هر كسى مرگ را مىچشد، سپس به سوى ما باز مىگرديد" (كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ ثُمَّ إِلَيْنا تُرْجَعُونَ). اين جهان دار بقاء براى هيچكس نيست، بعضى زودتر و بعضى ديرتر بايد بروند، فراق دوستان و فرزندان و خويشاوندان به هر حال تحقق مىيابد، چرا انسان به خاطر اين مسائل زودگذر در ديار شرك و كفر بماند و بار ذلت و اسارت را بر دوش كشد براى اينكه چهار روز بيشتر زندگى كند؟
از همه اينها گذشته از اين بترسيد كه مرگتان فرا رسد و در همين ديار شرك و كفر پيش از آن كه به ديار ايمان و اسلام برويد بميريد، چه دردناك است چنين مرگ و مردنى؟! وانگهى گمان نكنيد مرگ پايان همه چيز است، مرگ آغاز زندگى اصلى انسانها است، چرا كه" همه شما به سوى ما باز مىگرديد" به سوى پروردگار بزرگ، و به سوى نعمتهاى بىپايانش.
[١]" لنبوئنهم" از ماده" تبوئه" (بر وزن تذكرة) به معنى سكنى دادن به قصد بقاء و دوام است.