تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٨ - تفسير مردگان و كران سخن تو را نمىشنوند!
كه هيچ راهى براى امكان نفوذ در آنها نيست.
مرحله دوم، مرحله ناشنوايى است، مخصوصا ناشنوايانى كه پشت كرده و در حال فرار كردن هستند كه حتى فريادهاى شديدى كه به هنگام نزديك بودن ممكن است در آنها اثر كند، در اينجا بى اثر مىشود.
البته اين گروه مانند مردگان نيستند، گاهى ممكن است با علامت و اشاره مطلبى را به آنها حالى كرد، ولى مىدانيم بسيارى از حقايق را با ايماء و اشاره نمىتوان تفهيم نمود، مخصوصا در آن هنگام كه روىگردانند و دور شوند.
مرحله سوم نابينايى است، البته زندگى كردن با نابينا به مراتب آسانتر از زندگى با كران و يا مردگان است، اينها لا اقل گوش شنوا دارند و بسيارى از مفاهيم را مىتوان براى آنها بيان كرد،" ولى شنيدن كى بود مانند ديدن".
از اين گذشته تنها تبيين مسائل كافى نيست، به فرض كه به نابينا گفته شود از سمت راست يا از سمت چپ حركت كن، عمل كردن به اين دستور كار آسانى نيست و گاه با مختصر اشتباه در اندازهگيرى در پرتگاه سقوط مىكند! در بحث مشروحى كه ذيل آيات ٨٠ و ٨١ سوره نمل داشتيم، ضمن تحليلى در باره حقيقت حيات و مرگ در قرآن، ايراد سستى را از سوى جمعى از وهابيين مطرح كرديم كه آنها براى نفى توسل به پيامبر و امامان، از آيات مورد بحث و مانند آن كمك مىگيرند و مىگويند: مردگان (حتى پيامبر!) مطلقا چيزى نمىفهمند.
ولى در آنجا ثابت كرديم كه انسان- مخصوصا پيشوايان بزرگ و شهداء- بعد از مرگ يك نوع حيات برزخى دارند و مدارك زيادى از قرآن و احاديث به آن گواهى مىدهد، و در اين حيات برزخى درك و ديدى وسيعتر از حيات دنيوى دارند (براى توضيح بيشتر به جلد ١٥ ذيل آياتى كه در بالا اشاره كرديم مراجعه فرمائيد).