تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٥ - تفسير تسبيح و حمد در همه حال براى خدا است
چه جاى تعجب كه در پايان جهان همه موجودات زنده بميرند و در رستاخيز همه انسانها به زندگى جديدى بازگردند؟! اما" خروج حى از ميت" در مورد زمينهاى مرده كه بارها در قرآن براى مساله معاد روى آن تكيه شده، براى همه روشن است كه در فصل زمستان زمين به صورت مرده درمىآيد، نه گياهى از آن مىرويد، نه گلى مىخندد، و نه شكوفهاى مىشكفد، اما در فصل بهار با تعادل هوا و فرو ريختن قطرات حياتبخش باران جنبشى در زمين پيدا مىشود، همه جا گياهان مىرويند، گلها مىخندند و شكوفهها بر شاخها آشكار مىشوند، و اين صحنه معاد است كه در اين جهان مىبينيم.
و اما در مورد خارج ساختن مرده از زنده آنهم چيز پوشيده و پنهانى نيست دائما در سطح كره زمين درختانى مىميرند و به چوب خشكيدهاى تبديل مىشوند انسانها و حيوانات حيات خود را از دست داده و به جسد بىجانى مبدل مىگردند.
و اما در مورد" بيرون آمدن موجود زنده از مرده" بعضى از مفسران آن را به خروج انسان و حيوان از نطفه تفسير كردهاند و بعضى به تولد مؤمن از كافر و بعضى به بيدار شدن خفتگان.
ولى ظاهر اين است كه معنى اصلى آيه هيچكدام از اين معانى نيست، چرا كه نطفه خود موجود زندهاى است، و مساله ايمان و كفر نيز جزء بطون آيه است نه ظاهر آيه، و موضوع خواب و بيدارى جنبه مجازى دارد زيرا حيات و مرگ حقيقى نيست.
ظاهر آيه اين است كه خداوند همواره موجودات زنده را از موجودات مرده خارج مىسازد، و موجودات بى جان را مبدل به جاندار مىكند.
گرچه طبق مسلمات علم امروز در حال حاضر حد اقل در آزمايشهاى بشرى و مشاهدات روزمره موردى ديده نشده است كه موجودات زنده از موجودات بيجان