تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٨ - تفسير ببين سرانجام كار ظالمان چه شد؟!
قرار گيرد! هنگامى كه ساختمان به اتمام رسيد، و بيش از آن توان بالا بردن آن را نداشتند، روزى فرعون با تشريفاتى به آنجا آمد، و شخصا از برج عظيم بالا رفت هنگامى كه بر فراز برج رسيد نگاهى به آسمان كرد و منظره آسمان را همانگونه ديد كه از روى زمين صاف معمولى مىديد، كمترين تغيير و دگرگونى وجود نداشت!.
معروف است تيرى به كمان گذاشت به آسمان پرتاب كرد تير بر اثر اصابت به پرندهاى، و يا طبق توطئه قبلى خودش خونآلود بازگشت فرعون از آنجا پائين آمد و به مردم گفت: برويد و فكرتان راحت باشد خداى موسى را كشتم! [١] حتما گروهى از سادهلوحان و مقلدان چشم و گوش بسته حكومت وقت اين خبر را باور كردند و در همه جا پخش نمودند، و از آن سرگرمى تازهاى براى اغفال مردم مصر ساختند.
اين را نيز نقل كردهاند كه اين بنا دوامى نياورد (و طبعا هم نبايد دوام بياورد) آرى اين بنا در هم شكست و ويران شد و گروهى را از ميان برد، و در اينجا داستانهاى ديگرى نقل كردهاند كه چون اصالت آنها روشن نبود از نقل آنها صرفنظر شد.
قابل توجه اينكه فرعون در اين سخنش" ما عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرِي" (من غير از خودم خدايى براى شما سراغ ندارم!) نهايت شيطنت را به خرج مىدهد الوهيت خود را مسلم مىشمرد و بحث را تنها در اين قرار مىدهد آيا غير از او خداى ديگرى هست يا نه؟! سپس به خاطر عدم وجود دليل آن را نيز نفى مىكند.
و در مرحله سوم براى اقامه دليل بر عدم وجود خدايى ديگر داستان برج
[١] اقتباس از تفسير ابو الفتوح رازى ذيل آيات مورد بحث جلد ٨ صفحه ٤٦٢.