تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٧ - تفسير هدايت تنها به دست خدا است
توجه كند نه اصرار بر شرك از ناحيه گروهى از بتپرستان مكه بىدليل است، و نه ايمان مخلصانه مردم حبشه يا نجران و امثال سلمانها و بحيراها.
هرگز از عدم ايمان گروه اول نگرانى به خود راه نده، كه اين نور الهى به سراغ دلهاى آماده مىرود و در آنجا ورود مىكند و خيمه مىزند.
نظير اين مضمون در آيات قرآن فراوان است:
در آيه ٢٧٢ بقره مىخوانيم: لَيْسَ عَلَيْكَ هُداهُمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ:" هدايت آنها بر تو نيست خدا هر كه را بخواهد هدايت مىكند".
و در آيه ٣٧ نحل مىخوانيم: إِنْ تَحْرِصْ عَلى هُداهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي مَنْ يُضِلُ:
" اگر اصرار بر هدايت اين گروه داشته باشى مؤثر نيست، چرا كه خدا كسى را كه گمراه كرده است هدايت نمىكند".
و در آيه ٤٣ يونس آمده است: أَ فَأَنْتَ تَهْدِي الْعُمْيَ وَ لَوْ كانُوا لا يُبْصِرُونَ:
" تو مىخواهى نابينايان را هدايت كنى هر چند چيزى را نمىبينند و حقيقتى را درك نمىكنند"! و بالآخره در آيه ٤ سوره ابراهيم به عنوان يك قانون كلى مىفرمايد:
فَيُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ:" خدا هر كس را بخواهد گمراه مىكند و هر كس را خدا بخواهد هدايت مىكند و او عزيز حكيم است".
آخرين جمله آيه اخير به خوبى نشان مىدهد كه مشيت الهى در باره اين دو گروه بيحساب نيست بلكه بر طبق حكمت و برنامه لياقتها و تلاشها و كوششهاى افراد است، تنها بر اين اساس است كه خدا توفيق هدايت را نصيب گروهى مىكند و يا از گروهى سلب مىنمايد.