تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢١ - نكته ايمان ابو طالب و جنجالى كه در اين زمينه برپا كردهاند!
را در مورد پيامبر اسلام ص انجام داد، بىايمان و مشرك جلوه دهند و كافر بميرانند؟! چرا در باره ديگران كه نقشى در تاريخ اسلام نداشتند اين همه اصرار نيست؟
اينجا است كه با خبر مىشويم مساله يك مساله عادى نيست، سپس با كمى دقت به اينجا مىرسيم كه پشت سر اين بحثهاى تاريخى و روايى بازى سياسى خطرناكى از ناحيه رقبا و دشمنان على ع در جريان بوده، آنها اصرار داشتند هر فضيلتى را از او سلب كنند و حتى پدر ايثارگر و فداكارش را مشرك قلمداد كنند و بىايمان از دنيا ببرند! يقينا" بنى اميه" و هواخواهان آنها در عصر خود، و حتى پيش از آنكه به حكومت برسند، هر جا توانستند به اين فكر دامن زدند و كوشش داشتند از هر جا كه ممكن است شواهدى هر چند سست و بىپايه براى اثبات اين مدعا سر هم كنند.
ما قطع نظر از اين موج انحرافى سياسى كثيف و آلوده كه خود از جهاتى قابل دقت و مطالعه است، مساله را به عنوان يك مساله صرفا تاريخى و تفسيرى بطور بسيار فشرده (آن چنان كه وضع كتاب ايجاب مىكند) مورد بررسى قرار مىدهيم تا روشن شود در پشت سر اين جنجالها هيچگونه مدرك معتبرى وجود ندارد، بلكه شواهد زندهاى بر ضد آن در دست داريم:
١- آيه مورد بحث (إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ ...) چنان كه ديديم هيچگونه ارتباطى با ابو طالب ندارد و آيات قبل از آن بخوبى دلالت مىكند كه در باره گروهى از مؤمنان اهل كتاب در برابر مشركان مكه است.
جالب اينكه فخر رازى كه خود به اصطلاح اجماع مسلمين را بر نزول آيه در باره ابو طالب نقل كرده، تصريح مىكند كه در ظاهر آيه كمترين دلالتى بر كفر