تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣٨ - ١- نكات آموزنده اين داستان تاريخى
٣- هيچ حكومتى نمىتواند بدون تشويق خادمان و مجازات و كيفر خطاكاران به پيروزى برسد، اين همان اصلى است كه ذو القرنين از آن بخوبى استفاده كرد و گفت:" آنها را كه ظلم و ستم كردهاند مجازات خواهيم كرد، و آنها را كه ايمان و عمل صالح دارند به نحوى شايسته و نيكويى پاداش خواهيم داد".
على ع در فرمان معروفش به" مالك اشتر" كه يك دستور العمل جامع كشوردارى است مىفرمايد"
و لا يكون المحسن و المسيء عندك بمنزلة سواء، فان فى ذلك تزهيدا لاهل الاحسان فى الاحسان، و تدريبا لاهل الاسائة على الاسائة
":" هيچگاه نبايد نيكوكار و بدكار در نظر تو يكسان باشند، زيرا اين امر سبب مىشود كه نيكوكاران به كار خود بى رغبت شوند و بدكاران جسور و بىپروا" [١] ٤- تكليف شاق هرگز مناسب يك حكومت عدل الهى نيست، و به همين دليل ذو القرنين بعد از آنكه تصريح كرد من ظالمان را مجازات خواهم كرد و صالحان را پاداش نيكو خواهم داد، اضافه نمود" من برنامه سهل و آسانى به آنها پيشنهاد خواهم كرد" (تا توانايى انجام آن را از روى ميل و رغبت و شوق داشته باشند).
٥- يك حكومت فراگير نمىتواند نسبت به تفاوت و تنوع زندگى مردم و شرائط مختلف آنها بى اعتنا باشد، به همين دليل ذو القرنين كه صاحب يك حكومت الهى بود به هنگام برخورد با اقوام گوناگون كه هر كدام زندگى مخصوص به خود داشتند متناسب با آن رفتار كرد، و همه را زير بال پر خود گرفت.
٦- ذو القرنين حتى جمعيتى را كه به گفته قرآن سخنى نمىفهميدند (لا يَكادُونَ يَفْقَهُونَ قَوْلًا). از نظر دور نداشت، و با هر وسيله ممكن بود به درد دل آنها گوش فرا داد و نيازشان را بر طرف ساخت، و ميان آنها و دشمنان سرسختشان سد محكمى ساخت و با اينكه به نظر نمىرسد يك چنين جمعيت عقب افتادهاى
[١]- نهج البلاغه نامه ٥٣