تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٢ - نكتهها
و دورانهايى از سختترين نوع زندگى را غالبا تحمل كردهاند، تا همه تلخيهاى زندگى را بچشند و حقايق دردناك را لمس كنند و خود را براى درمان آنها آماده و مهيا سازند.
نكتهها:
١- جمله" وَ ما مَنَعَ النَّاسَ ..." مىگويد تنها مانع ايمان آنها همين بهانهجويى بوده، ولى اين تعبير البته دليل بر انحصار نيست بلكه براى تاكيد و بيان اهميت موضوع است.
٢- تعبير به" مَلائِكَةٌ يَمْشُونَ مُطْمَئِنِّينَ" در ميان مفسران مورد بحث واقع شده، و تفسيرهاى متعددى براى آن گفتهاند:
بعضى آن را اشاره به گفتار عرب جاهلى دانستهاند كه مىگفتند ما در اين جزيره ساكن بوديم و زندگى آرامى داشتيم، محمد آمد آرامش ما را بر هم زد، قرآن مىگويد حتى اگر فرشتگانى در زمين بودند و چنين آرامش كاذبى را كه مدعى هستند داشتند ما پيامبرى از جنس خودشان براى آنها مىفرستاديم.
بعضى ديگر آن را به معنى" اطمينان به دنيا و لذات آن و كنارهگيرى از هر گونه آئين و مذهب" تفسير كردهاند.
و سرانجام بعضى آن را به معنى" سكونت و توطن" در زمين گرفتهاند.
ولى اين احتمال قوى به نظر مىرسد كه منظور آن است كه حتى اگر فرشتگان در زمين زندگى مىكردند و زندگى آرام و خالى از تصادم و خصومت و كشمكش داشتند، باز هم نياز به وجود رهبرى از جنس خود پيدا مىكردند، چرا كه ارسال پيامبران تنها براى پايان دادن به ناآراميها و ايجاد آرامش در زندگى مادى نيست، بلكه همه اينها مقدمهاى است براى پيمودن راه تكامل و پرورش در زمينههاى معنوى و انسانى و اين نياز به رهبر الهى دارد.