تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨١ - ٢- تحقيقى پيرامون معنى" قضاء"
در پايان اين بحث ذكر اين نكته را لازم مىدانيم كه گاه مىشود پدر و مادر پيشنهادهاى غير منطقى و يا خلاف شرع به انسان مىكنند، بديهى است اطاعت آنها در هيچيك از اين موارد لازم نيست، ولى با اين حال بايد با برخورد منطقى و انجام وظيفه امر به معروف در بهترين صورتش با اين گونه پيشنهادها برخورد كرد سخن خود را در اين زمينه با حديثى از امام كاظم ع پايان مىدهيم: امام ع مىگويد" كسى نزد پيامبر ص آمد و از حق پدر و فرزند سؤال كرد فرمود:
لا يسميه باسمه، و لا يمشى بين يديه، و لا يجلس قبله، و لا يستسب له:
" بايد او را با نام صدا نزند (بلكه بگويد پدرم!) و جلوتر از او راه نرود، و قبل از او ننشيند، و كارى نكند كه مردم به پدرش بدگويى كند" (نگويند خدا پدرت را نيامرزد كه چنين كردى!) [١]
٢- تحقيقى پيرامون معنى" قضاء"
" قضى" از ماده" قضاء" در اصل به معنى جدا ساختن چيزى است يا با عمل و يا با سخن، و بعضى گفتهاند در اصل به معنى پايان دادن به چيزى است، و هر دو معنى در واقع قريب الافق مىباشند.
و از آنجا كه پايان دادن و جدا ساختن معنى وسيعى دارد، اين كلمه در مفاهيم مختلفى به كار رفته است.
" قرطبى" در تفسيرش شش معنى براى آن ذكر كرده:
" قضاء" به معنى" امر" و فرمان مانند وَ قَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ" پروردگارت فرمان داده كه جز او را نپرستيد".
-" قضاء" به معنى" خلق" مانند فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ فِي يَوْمَيْنِ:
" خداوند جهان را به صورت هفت آسمان، در دو دوران آفريد" (سوره فصلت آيه ١٢).
[١] نور الثقلين جلد ٣ صفحه ١٤٩.