تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٢ - روح چيست؟
آفرينش آدم مىخوانيم: ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ:" سپس آدم را نظام بخشيد و از روح خود در آن دميد" (آيه ٩ سوره سجده).
و همچنين فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ:
" هنگامى كه آفرينش آدم را نظام بخشيدم و از روحم در او دميدم براى او سجده كنيد" [١] (آيه ٢٩ سوره حجر).
٣- اكنون سخن در اين است كه منظور از روح در آيه مورد بحث چيست؟
اين كدام روح است كه جمعى كنجكاو از آن سؤال كردند و پيامبر ص در پاسخ آنها فرمود:" روح از امر پروردگار من است و شما جز دانش كمى نداريد"؟! از مجموع قرائن موجود در آيه و خارج آن چنين استفاده مىشود كه پرسش كنندگان از حقيقت روح آدمى سؤال كردند، همين روح عظيمى كه ما را از حيوانات جدا مىسازد و برترين شرف ما است، و تمام قدرت و فعاليت ما از آن سرچشمه مىگيرد و به كمكش زمين و آسمان را جولانگاه خود قرار مىدهيم، اسرار علوم را مىشكافيم و به اعماق موجودات راه مىيابيم، مىخواستند بدانند حقيقت اين اعجوبه عالم آفرينش چيست؟
و از آنجا كه روح، ساختمانى مغاير با ساختمان ماده دارد و اصول حاكم بر آن غير از اصول حاكم بر ماده و خواص فيزيكى و شيميايى آنست، پيامبر ص مامور مىشود در يك جمله كوتاه و پر معنى بگويد:" روح، از عالم امر است يعنى خلقتى اسرار آميز دارد".
سپس براى اينكه از اين پاسخ تعجب نكنند، اضافه مىكند، بهره شما از علم و دانش بسيار كم و ناچيز است، بنا بر اين چه جاى شگفتى كه رازهاى روح را نشناسيد، هر چند از همه چيز به شما نزديكتر است؟
[١] سابقا گفتهايم كه اضافه روح در اينجا به خدا اضافه تشريفى است، و منظور يك روح بزرگ و مقدس الهى است كه خدا به آدميان بخشيده است.