تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٠ - ١- غرور ثروت
از اينجا هم بهتر است!!" وَ لَئِنْ رُدِدْتُ إِلى رَبِّي لَأَجِدَنَّ خَيْراً مِنْها مُنْقَلَباً".
اين مراحل چهارگانه كم و بيش در زندگى قدرتمندان دنياپرست با تفاوتهايى ديده مىشود در واقع خط سير انحرافى آنها از دنياپرستى شروع، و به شرك و بتپرستى و كفر و انكار معاد ختم مىگردد، چرا كه قدرت مادى را همچون بتى مىپرستند و غير آن را بدست فراموشى مىسپرند.
٢- اين سرگذشت عبرتانگيز در عين فشردگى، علاوه بر اين درس بزرگ درسهاى ديگرى نيز بما مىآموزد.
الف- نعمتهاى دنياى مادى هر قدر وسيع و گسترده باشد نامطمئن و ناپايدار است، برق صاعقهاى مىتواند در يك شب و يا حتى چند لحظه كوتاه باغها و زراعتهايى كه محصول سالهاى دراز از عمر انسان است به تلى از خاك و خاكستر و زمين خشك و لغزنده تبديل كند.
زمين لرزه مختصرى چشمههاى جوشانى را كه مبدء اينهمه حيات و بركت بود در كام خود فرو كشد آن گونه كه حتى قابل ترميم نباشد.
ب- دوستانى كه به عشق بهرهگيرى مادى دور انسان حلقه مىزنند آن چنان بىاعتبار و بيوفا هستند كه در همان لحظاتى كه اين نعمتها از انسان جدا مىشوند با او وداع مىگويند، گويى تصميم آن را از قبل گرفته بودند" وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ فِئَةٌ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ".
اين گونه ماجراها كه نمونههايش را بارها شنيده و يا ديدهايم ثابت مىكند كه جز بر خدا نمىتوان دل بست، دوستان باوفا و راستين انسان تنها كسانى هستند كه پيوندهاى معنوى ارتباط آنها را برقرار مىسازد، اينها دوستان حال ثروت، تنگدستى، پيرى و جوانى، تندرستى و بيمارى، و عزت و ذلتند، حتى رابطههاى مودتشان بعد از مرگ نيز تداوم دارد.